دوستانه با مقدونیّه میداد و چنانکه بالاتر گذشت، ستراتونیس دختر دمتریوس را گرفت. بعد آنتیوخوس پسر سلکوس از آپامه زن ایرانی او، که ولیعهد بود، عاشق زن پدر خود گردید و بدرجهای این عشق شدّت یافت، که میخواست خودکشی کند. در این احوال سلکوس برای ابراز محبّت خود نسبت به آنتیوخوس ستراتونیس را بزنی به او داد (بوشه لکلرک، تاریخ سلوکیها، صفحه ۴۰). این کاری بود تنفّرآور، که شاید در تاریخ نظیر نداشته باشد. اگرچه بوشه لکلرک گوید (همانجا)، که این کار اکنون موافق اخلاق ما تنفّرآور است، ولی برای مشرق مردهپرست اهمیّتی نداشت و یک اقدام سیاسی عاقلانه بود. باری بدین نحو ولیعهد یا پادشاه آینده سلوکی با خانواده سلطنت مقدونی خویشاوندی یافت.
پس از آن سلکوس باین وصلت اکتفا نکرده، دختر خود فیلیا را، بدائی مقدونی او آنتیگون گوناتاس[۱]، داد.
راجع به آنتیوخوس ولیعهد دولت سلوکی نوشتهاند (بوشه لکلرک، همانجا)، که قبل از جنگ ایپسوس محلّ اقامتش در مرگیان[۲] (مرو کنونی) در شهر نسا[۳] بوده و سکّههائی در اینجا باسم سلکوس و آنتیوخوس باهم یافتهاند. در اسنادی، که با خطوط میخی نوشته شده، نیز هر دو اسم قید شده (سیلوکو، آن تیوکو) و تاریخ این اسناد از سال ۲۳ تاریخ سلوکی است (یعنی از ۲۸۹ ق. م، زیرا مبدأ تاریخ سلوکی ۳۱۲ ق. م است. م.).
از کارهای سلکوس، که راجع بمشرق است، این اطّلاعات نیز بدست آمده.
پاتروکل[۴] امیر البحر سلکوس تمام بحر خزر را در آن زمان پیموده و اکتشافاتی کرده، ولی اشتباهی هم در اکتشافات او رویداده، توضیح آنکه پنداشته است، که دریای گرگان (خزر کنونی) با اوقیانوس هند اتّصال مییابد. این اشتباه را چهار قرن بعد بطلمیوس کلودیوس[۵] (صاحب المجست) رفع کرده. نیز معلوم است، که سلکوس چهار دفعه سفیری به پالی بوثرا[۶] پایتخت پادشاه هند