پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۱۰۸

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

باید بگوئیم، که در میان سند و گنگ دولت بزرگی وجود داشت، که یونانیها آن را دولت پراسیان[۱] نامیده‌اند. در زمان اسکندر پادشاه این مملکت سلطانی ناندا[۲] نام بود و او، وقتی که اسکندر در کنار رود هیفار توقّف داشت، سفارتی نزد وی فرستاد. درست معلوم نیست، که مقصود او از فرستادن این سفارت چه بوده، به هرحال از آنچه بالاتر گفته شده (صفحۀ ۱۸۰۶ این تألیف و بعد از آن) معلوم است، که پس از جنگ مقدونیها با پروس، آنها دیگر نخواستند در هند پیشتر روند و اسکندر برگشت. پس از مرگ اسکندر، پنجاب هند بین این اشخاص تقسیم شده بود: پی‌تون پسر آژنور[۳] والی مقدونی در طرف شمال شرقی، پادشاه باج‌گزار تاکسیل (بین سند و هیداسپ) و پروس پادشاه دست‌نشاندۀ اسکندر، که سایر صفحات کنار رود سند را داشت. مملکت کوچکی هم مجاور مملکت پروس بود، که آن را سوفی‌تس[۴] می‌نامیدند و پادشاه آن عهد دوستی با اسکندر بسته بود.

چنانکه استنباط می‌شود، دولت پراسیان قوی بوده و پس از مرگ ناندا، که از خانوادۀ سلطنت نبود، مدّعیان سلطنت زیاد بودند.

در اسناد هندی یکی از این مدّعیان را یاواناس[۵] نامیده‌اند و دیگری را چان‌دراگوپ‌تا. آخری بهره‌مند گردیده بتخت نشست و سلسلۀ پادشاهان دودمان او را سلسلۀ موریاس[۶] نامند. پلوتارک درباره او گوید (اسکندر، بند ۶۲)، که با ۶۰۰۰۰۰ سپاهی تمام هند را درنوردید و آن را تسخیر کرد. از وقایعی که کیفیّات آن را نمی‌دانیم، همین‌قدر برمی‌آید، که چون چان‌دراگوپ‌تا دیده، بعد از مرگ اسکندر رجال و سرداران او بهم افتاده‌اند، از موقع استفاده و مملکت تاکسیل و پروس را هم به دولت خود ضمیمه کرده، بخصوص که در میان مقدونیهای هند نیز نقاضت بوده، یعنی بعضی طرفدار اومن یا هواخواهان سلطنت مقدونیّه بودند و برخی طرفدار آنتی‌گون. این استنباط از اینجا تأیید می‌شود، که اوداموس


  1. Prasiens.
  2. Nanda.
  3. Pithon fils d'Agenor.
  4. Sophites.
  5. Yavanas.
  6. Maurias.