پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۱۰۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

باب سوم-دولت اسالکه یا سلوکی‌ها

فصل اول-پادشاهان سلوکی

مبحث اول-سلکوس اول (نیکاتور)[۱]

نام و نسب

سلکوس، چنانکه ژوستن گوید (کتاب ۱۵، بند ۴) پسر آنتیوخوس[۲]، یکی از سرداران نامی فیلیپ دوّم مقدونی، بود و مادر او را لائودیس[۳] می‌نامیدند. بقول مورّخ مزبور، آنتیوخوس شبی در خواب دید، که آپلّن (رب النّوع آفتاب به عقیده یونانیها) با زن او هم بستر گردید و پس از اینکه نطفه بسته شد، او حلقه‌ای بزن داد، که دارای نشان لنگر کشتی بود و به او گفت، که این حلقه را به پسری، که می‌بایست متولد شود، بدهد. این خواب را معجزه تصوّر کردند، زیرا روز دیگر در بستر لائودیس حلقه‌ای با نشان مذکور یافتند و سلکوس، وقتی که بدنیا آمد، بر رانش نیز چنین نشانی داشت.

بعد وقتی که اسکندر به آسیا می‌رفت، لائودیس حلقه را به پسرش داده نژاد او را روشن ساخت. اعقاب او این نشان را در را نشان داشتند و آن را علامت خانواده‌شان می‌دانستند. ذکر این افسانه بقلم ژوستن نباید باعث حیرت شود، زیرا این مورّخ، که کتابهای تروک پومپه را خلاصه کرده، این نوع افسانه‌ها را هم در مواردی در نوشته‌های خود گنجانده (مثلا موردی، که در صفحه ۱۹۳۹ این تألیف ذکر شده). افسانه مزبور به خوبی می‌نماید، که سلکوس خواسته از اسکندر تقلید کرده، نژاد خود را به یکی از خدایان یونانی برساند و شاید بعدها همین معنی فکر


  1. Nicator.
  2. Antiochus.
  3. Laodice.