کردند. دمتریوس ببابل رفته آن را خالی یافت و یک قلعه را گرفته در زیر قلعۀ دیگر معطّل شد و بعد، چون مدّت غیبت او از سوریّه سرآمده بود، نایبی با پاتروکل از طرف خود در بابل گذارده و ساخلوی مرکب از ۵۰۰۰ پیاده و ۱۰۰۰ سوار به او داده خود به سوریّه رفت، درحالیکه قلوب اهالی از جهة غارتی، که سپاهیان او کرده بودند، از او و پدرش برگشته بود.
نتیجه
چنین بود وقایع عمدۀ اتّحادی، که بر ضدّ آنتیگون تشکیل یافت و از آن به خوبی دیده میشود، که در آسیا، با وجود بهرهمندی بطلمیوس در جنگ غزه، بالاخره برتری با آنتیگون گردید. در اروپا هم، هر چند کاسّاندر بسیار کوشید، ولی باز در یونان بهرهمندیهائی، که بآن امیدوار بود، نیافت. بنابراین کاسّاندر و بطلمیوس و لیزمایک در ۳۱۱ ق. م عهد صلحی با آنتیگون منعقد داشتند. شرایط این صلح چنین بود: ۱-کاسّاندر سپهسالار قشون اروپائی خواهد بود، تا زمانی که اسکندر پسر رکسانه بحدّ رشد برسد.
۲-لیزیماک بسمت پادشاه تراکیّه باقی خواهد ماند. ۳-بطلمیوس آقای مصر و شهرهای سرحدّی آن و لیبیا و اعراب مجاور است. ۴-آنتیگون صاحب اختیار تمامی آسیا است. ۵-یونانیها استقلال دارند.
راجع باین عهد صلح باید گفت، که دیری نگذشت، که هریک از متعاهدین بهانهای برای نقض مواد آن یافتند، تا بر مستملکات خودشان بیفزایند.
فصل پنجم-کشتار در خانوادۀ اسکندر-کارهای سلکوس
قتل رکسانه و اسکندر پسر اسکندر
پس از آن کاسّاندر چون دید، که اسکندر پسر اسکندر بزرگ شده و در مقدونیّه صحبت از این است، که او را از محبس بیرون آورده بر تخت بنشانند، از عاقبت این کار ترسید و