پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۰۹۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

بخواهی در اینجا روزی چند بمانی از جهت نبودن آب و آذوقه نخواهی توانست این کار کنی و دیگر تو قادر نیستی وضع زندگانی ما را تغییر دهی و اگر هم چند نفر اسیر بگیری، این‌ها بردگانی خواهند بود، که نخواهند توانست، در تحت قانونی دیگر زندگانی کنند».

دمتریوس پیشنهاد نبطی‌ها را پذیرفته، لشکرش را از پطرا دور کرد و بعد فرستادگانی خواسته عهد صلح بست. پس از آن بساحل دریاچه آسفال‌تیت[۱] عزیمت کرده و از آنجا به نزد پدرش رفت. آنتی‌گون، پس از اینکه از گزارشات آگاه شد، پسرش را از عقد صلح سرزنش کرده گفت، این بیگانگان آشتی را بر ضعف تو حمل خواهند کرد، نه به جوانمردیت و بعد راجع به دریاچه قیر پنداشت، که می‌تواند عایدات زیادی از اینجا بردارد و با این مقصود هی‌یرونیم[۲] مورّخ را مأمور کرد، که قیر این دریاچه را حمل کرده، به انبارهائی برای فروش بریزد. او کشتی‌هائی ترتیب داده باین کار پرداخت، ولی اعراب به عدّۀ ۶۰۰۰ نفر در کرجی‌هائی، که از نی ساخته بودند، حمله کرده تقریباً تمام کسان هی‌یرونیم را کشتند و آنتی‌گون، چون کارهای مهم‌تری داشت، این قضیّه را دیگر تعقیب نکرد (دیودور، کتاب ۱۹، بند ۹۶-۱۰۰).

در این وقت نامه‌هائی از نیکاتور و از ایالات آسیای علیا به او رسیده بود و اینها بهره‌مندی‌های سلکوس را خبر می‌دادند. آنتی‌گون بر اثر وحشتی، که برایش دست داد، دمتریوس را با ۵۰۰۰ نفر پیاده مقدونی و ۱۰۰۰۰ سپاهی اجیر و ۴۰۰۰ سوار به بابل فرستاد، تا آن ایالت را تسخیر کرده به سوریّه برگردد.

پاتروکل[۳] والی سلکوس در بابل، چون عدّۀ قوای دشمن را دید، نخواست جنگ کند و از بابل بیرون رفته در کویر پنهان شد. بعض دوستان سلکوس هم با آرخه‌لائوس[۴] نام بیرون رفتند و برخی بخوزستان درآمده در کنار خلیج پارس توقّف اختیار


  1. Asphaltite (دریاچه قیر).
  2. Hieronymus.
  3. Patrocle.
  4. Archelaus.