یافت، که دریاچهها و رودهائی، که سابقاً وجود نداشت، پدید آمد.
پلوتارک، که کتابی در احوال اومن نوشته، روایاتش راجع به کارهای او در زمینه نوشتههای دیودور است، ولی او گوید (کتاب اومن، بند ۲۶): اومن فاتح بود، ولی آرژیروسپیدها از حبّ مال باعث شکست شدند و نامردانه فرماندهشان را به آنتیگون تسلیم کردند. قبل از تسلیم شدن، اومن از مقدونیها خواست، که خودشان او را نابود کنند، اما آرژیروسپیدها این خواهش را هم نپذیرفته، در قید بدست کسان آنتیگون سپردندش. وقتی که آنتیگون دانست، که چارهای جز قتل او نیست، در ابتداء میخواست او را از گرسنگی بکشد، ولی بعد، چون دید، که باید زود حرکت کند، امر کرد در محبس سرش را بریدند. در همینجا مورّخ مذکور گوید، که خدایان انتقام اومن را از مقدونیها بدست خود آنتیگون کشیدند، زیرا او چون آرژیروسپیدها را باین درجه بیحمیّت و فقط در فکر تحصیل اندوخته دید، از آنها متنفّر گشت و سخت ترسید. این بود، که به سی برتیوس والی رخّج امر کرد، چنان دستۀ آرژیروسپیدها را نابود سازد، که احدی از آنها به مقدونیّه برنگردد. اختلاف کلّی، که بین پلوتارک و آرّیان راجع به اومن دیده میشود، این است: چنانکه در صفحه ۱۸۸۳ این تألیف گذشت، آرّیان گوید، که اومن، در موقع زواج مقدونیها با زنان پارسی در شوش، آرتونیس[۱] دختر ارتهباذ، یعنی خواهر برسین را گرفت، ولی پلوتارک اسم این دختر ارتهباذ را، ماریا[۲] نوشته و گوید، همین دختر را برسین نیز مینامیدند (کتاب اومن، بند ۱).
بنا بر نوشته آرّیان و پلوتارک سه دختر ارتهباذ، که بغیر ایرانی شوهر کردند، اینها بودند: ۱-برسین زن ممنون سردار یونانی اخس، که بعد زن غیر عقدی اسکندر شد و برای او پسری آورد هرکول یا هراکلس نام. ۲-آرتونیس، بقول آرّیان یا ماریا بقول پلوتارک، که زن اومن گردید. ۳-ارتهکام، بقول آرّیان، که زن بطلمیوس شد، ولی باید در نظر داشت، که این بطلمیوس بقول آرّیان