بدست آورده و جانشینان اسکندر هم، در این مدّت، نتوانسته بودند از عهدۀ آنان برآمده راه را، با وجود اینکه کوتاهترین راه از خوزستان به ماد بود، برای لشکرکشیها باز کنند. م.).
لشکر آنتیگون، از جهت خستگیهای حرکت و سختی راه، ناراضی گشته، بنای شکوه را گذاردند، بخصوص، که در مدّتی کمتر از چهل روز سه شکست بزرگ خورده بودند. در این احوال آنتیگون دید، که باید سربازان خود را از نو امیدوار گرداند و پیتون را با قشونی مأمور کرد، تمام ماد را پیموده هر قدر بتواند اسب و مال بنه از مردم بگیرد و چون ماد از حیث اسب و چهارپایان دیگر غنی بود، پیتون بسرعت این امر را انجام داده، با دو هزار سوار و دو هزار اسب تمام یراق برگشت، بعلاوه اسبهای زیاد برای بنه آورد و پانصد تالان[۱] هم از خزانههای پادشاهی برگرفت. با این عدّه آدم و اسب و مال بنه، آنتیگون جاهای خالی قشون خود را پر کرد و باز مورد محبّت لشکریان خود شد
رفتن اومن به پارس
اومن، چون خبر یافت، که آنتیگون به ماد رفته، با سرداران خود شور کرد، که چه باید بکنند. آنتیژن رئیس دسته آرژیروسپیدها، صلاح را در این دید، که بطرف دریا بروند (دیودور معلوم نکرده، مقصود کدام دریا بوده، ولی باید دریای مغرب، یا بحر الجزائر باشد. م.) ولی ولات ایالات علیا گفتند، که در این صورت ایالات آنها بیحفاظ خواهد ماند و چون اومن دید، که تشتّت آراء دارد بالا میگیرد، پیشنهاد ولات ایالات علیا را از ترس پذیرفت. پس او کنار پستیگر (کارون) را ترک کرده بطرف تخت جمشید (پرسپولیس) رفت و میبایست ۲۴ روز راه بپیماید، تا بمقصد برسد. در این راه جائی معروف، به«نردبام»[۲] بود، که آذوقه کم داشت و گردنهای بسیار گرم تشکیل میداد، ولی سایر قسمتهای راه، چون صفحات کوهستانی