بطرف شهر باداکس[۱]، که در کنار رود اوله[۲] (کرخه) واقع بود، رفت (ازین بیان معلوم است، که آنتیگون در آن طرف رود کوپراتس مانده بود. م.) در اینجا، استراحتی به باقیمانده قشون خود داد و بعد صلاح دید بهمدان واقع در ماد برود، تا ایالات علیا را تسخیر کند. دیودور گوید (کتاب ۱۹، بند ۱۹) دو راه از اینجا بهمدان هدایت میکرد: یکی راه شاهی (از دوره هخامنشی. م.)، که از کوههای زیبا میگذشت، ولی گرم و طویل بود، چنانکه مسافرت چهل روز طول میکشید. دیگری راهی بود، که از ولایت کوسّیان، یعنی از گردنههای تنگ میگذشت و آذوقه هم کم داشت، ولی کوتاهترین راه بشمار میرفت و خنک بود.
امّا گذشتن از این راه، بیاجازه سکنۀ این کوهها (مقصود کوسّیان است) کاری بود مشکل. این مردم از ازمنه قدیم، استقلالشان را حفظ کردهاند. اینها در زیر زمینها زندگانی میکنند و غذایشان میوۀ بلوط، قارچ و گوشت نمک زده (قورمه) حیوانات وحشی است (در باب کوسّیان بصفحات ۱۹۰۷-۱۹۰۹ این تألیف رجوع شود. م.). آنتیگون دلیل ترس دانست، که با قرارداد یا هدایا اجازه عبور را بخرد و مصمّم گشت، جنگ کنان پیش برود. بر اثر این تصمیم، نهآرخ با دستۀ تفتیشی روانه گشت و بعض بلندیها را اشغال کرد، ولی از نبودن آذوقه در تنگنائی شدید واقع شد. خود آنتیگون، که میخواست از معابر تنگ بگذرد، حالش بمراتب بدتر بود، زیرا اهالی، که ولایت خودشان را خوب میشناختند، بلندیهای مناسبی را اشغال کرده، سنگهای بزرگ به زیر میغلطانیدند و تگرگ تیر بر دشمن میباریدند. در این احوال، که آنتیگون راهی نمییافت، غرق تأسف گردید، که چرا نصیحت پیتون را نشنید و با هدایا از کوسّیان اجازۀ عبور را نخرید. باری در مدّت ۹ روز، آنتیگون با قشونش در مخاطرۀ بزرگی بود و تلفات زیاد داد، تا خود را به صفحه مسکون ماد رسانید (شرحی، که نوشته شده، صراحتاً میرساند، که پس از رفتن اسکندر ببابل کوسّیان دوباره استقلال خود را