بود. در مصر سلکوس صاحب منصبان این قسمت را، بر پردیکّاس شورانید و در نتیجه آنها داخل خیمۀ نایب السّلطنة شده او را کشتند. بعد پیاده نظام مقدونی، که از توطئه بر ضدّ پردیکّاس بیخبر بود، بر آنتیپاتر چیره گشت و نزدیک بود، او را بکشد، ولی در این حال پرمخاطره سلکوس و آنتیگون دخالت کرده، هنگامه را خواباندند. سپس سلکوس در ازای این خدمت، در موقع تقسیم ثانوی، ایالات اسکندر، والی بابل گردید و بیدرنگ ببسط اقتدار و استحکام مقام خود پرداخت. کارهای دیگر او، در ضمن وقایع بعد بیاید، ولی عجالة مقتضی است تذکّر دهیم، که چون تقسیم ثانوی ایالات در واقع امر تقسیم دولت اسکندر بین سرداران او بود، سلکوس در این زمان مالک الرّقاب ایالت بابل بشمار میرفت، بیاینکه عنوان پادشاهی داشته باشد.
پیتون
چنانکه دیودور گوید (کتاب ۱۹، بند ۱۴) او اصلاً یک نفر پارتی[۱] بود و در تقسیم اوّلی و ثانوی ایالات، مملکت ماد (مقصود ماد بزرگ است) و فرماندهی قشون ایالات آسیای علیا نصیب او گردیده بود. این شخص فیلوتاس سلف خود را بقتل رسانیده، ایالت او را به اوداموس[۲] برادر خود داد و بر اثر این اقدام ولات دیگر از او، که فعّال بود و خیالات دور و دراز داشت، ترسیده جمع شدند و پس از جدالی او را از پارت راندند (لازم است در این مورد تذکر دهیم، که بنظر ما دیودور در اینجا اشتباهی کرده، زیرا به گفتۀ خود او، در تقسیم اوّلی ایالات فیلوتاس والی کیلیکیّه گردید و فراتافرن والی پارت. در تقسیم ثانوی موافق نوشتههای او، اسمی از کیلیکیّه نیست و والی پارت فیلیپ است. پس چگونه فیلوتاس را در اینجا والی پارت دانسته. شاید مقصود دیودور فیلیپ بوده و اشتباهاً خود او یا کاتبین بعد فیلیپ را فیلوتاس کردهاند.
پارتی بودن پیتون هم بنظر ما مشکوک است. م.). بر اثر این شکست، پیتون به ماد برگشت و بعد ببابل نزد سلکوس رفت، تا از او کمک بطلبد. از طرف دیگر