ضدیت کاسّاندر و پولیسپرخون با یکدیگر (۳۱۹ ق. م)
بالاتر گفته شد، که کاسّاندر از اینکه مقدونیها پولیسپرخون را برای نیابت سلطنت نامزد کرده بودند، بسیار ناراضی بود و در ظاهر چنین مینمود، که هیچ دلبستگی باین مقام ندارد و همواره مشغول تفریح و شکار است، ولی در باطن برای اجرای نقشههای عریض و طویل خود کار میکرد. پس از چندی او کارهای مقدّماتی خود را انجام داده در نهان بشهر خرسونس رفت و از آنجا به هلّسپونت درآمد. بعد به آسیا گذشت، تا کمک آنتیگون را بطلبد و او را مطمئن سازد، که بطلمیوس نیز با کاسّاندر است. آنتیگون پیشنهاد او را شتابان پذیرفت و به کاسّاندر سپاه برّی و بحری زیاد وعده کرد. نقشه آنتیگون چنین بود، که با این اقدام حقشناسی خود را نسبت به خانوادۀ آنتیپاتر نشان دهد و در همان حال بر ضدّ پولیسپرخون اشکالات و مرارتهای زیاد ایجاد و از گرفتاریهای او استفاده کرده در آسیا آقای مطلق گردد.
وقتی، که پولیسپرخون از نقشه کاسّاندر آگاه شد، رجال مقدونی و سران سپاه را برای مشورت دعوت کرد، زیرا موقع باریک بود و او نمیخواست مسئولیت را به تنهائی بعهده بگیرد. در مجلس مشورت چنین تشخیص دادند، که کاسّاندر عملیّات خود را از شهرهای یونانی شروع خواهد کرد، زیرا پدرش آنتیپاتر ساخلوهائی در آنجا داشت و دیگر اشخاصی زیاد، که با آنتیپاتر قرابت داشتند، حکّام این شهرها بودند (در اینجا باید تذکّر دهیم، که یونانیها در دورۀ هخامنشی حکّامی را، که دربار ایران در مستعمرات یونانی منصوب میداشت تیران (یعنی جبّار ۱) مینامیدند، ولی در این زمان حکّام مقدونی را اولیگارک[۱] میگفتند. اسم تغییر کرده بود، ولی معنی همان بود، زیرا چه جبابره و چه اولیگارکها بر ضدّ حکومت ملّی بودند، بنابراین اظهار مقدونیها، که برای آزاد کردن یونانیها از قید پارسیها و دادن حکومت ملّی به آنها به آسیا آمدهاند، معلوم است، که چقدر دور از حقیقت بوده. م.).
- ↑ Oligarques.