محاصره گذارده بود و از اینکه داعیۀ استقلال دارد. در خاتمه هیئت رسولان از طرف آنتیگون اعلام کردند، که آرّیده باید از ایالت خود خارج شود و به حکومت یک شهر، که کاملاً برای اعاشه او کافی خواهد بود، قناعت ورزد. آرّیده از این پیغام بر خود بپیچید و جواب داد، که هرگز از ایالت خود خارج نخواهد شد و در شهرها ساخلو گذارده با آنتیگون خواهد جنگید. پس از این جواب، آرّیده استحکاماتی در شهرها بنا کرد و قسمتی را از قشون خود با سرداری به کمک اومن فرستاد، تا او را از محاصره بیرون آرد و با او عقد اتّحادی ببندد.
آنتیگون، که میخواست انتقام از آرّیده بکشد، قشونی نیرومند بقصد او فرستاد و خودش بطرف لیدیّه رفت تا کلیتوس را از آنجا بیرون کند. این والی چون اوضاع را چنین دید، شهرهای مهم لیدیّه را محکم کرده به مقدونیّه رفت، تا پادشاهان و نایب السّلطنة را از یاغیگری آنتیگون آگاه سازد. از طرف دیگر آنتیگون شهر افس را گرفت و در اینجا به اشیل نامی از اهل ردس، که ششصد تالان از کیلیکیّه به مقدونیّه برای مخارج پادشاهان حمل میکرد، برخورد و پول مزبور را باین عنوان، که باید حقوق سپاهیان اجیر را بپردازد، ضبط کرد. این اقدام آنتیگون قصد او را آشکار ساخت، زیرا به خوبی نمود، که آنتیگون یاغی شده و برای خودش کار میکند. امّا آنتیگون باین کارها اکتفا نکرده چند شهر دیگر را هم بزور یا با مذاکره گرفت.
چنین بود در این زمان اوضاع آسیا. در افریقا هم، چنانکه میدانیم، بطلمیوس در مصر محکم نشسته بود. از وقتی، که او پردیکّاس را با لشکر پادشاهی شکست داد، مصر را از آن خود دانست. بعد بفکر تسخیر سوریّه و فینیقیّه افتاد و نیکاتور، یکی از دوستان خود را بطرف سوریّه فرستاد. این سردار لائومدون والی مقدونیّه را اسیر و این ایالت را بمصر ضمیمه کرد، سپس به فینیقیّه پرداخته در آنجا ساخلو گذارد و با بهرهمندی بمصر برگشت. اکنون مقتضی است، که شمّهای از احوال خود مقدونیّه گوئیم.