پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۰۳۷

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

حرکت کرد. او احترامات فوق‌العاده بجا آورد و صلاح دانست، که نعش را بمعبد آمّون نبرند، بل آن را در شهری، که اسکندر بنا کرده و در این زمان تقریباً معروف‌ترین شهر دنیا بود، دفن کنند. او معبدی در این شهر ساخت، که از حیث زیبائی و عظمت شایان آن بود، که جسد اسکندر را بپذیرد.

بعد دیودور تمجیدی زیاد از بطلمیوس می‌کند و گوید، که خدایان و مردم حق‌شناسی او را نسبت به اسکندر قدر دانستند و پاداش او را دادند (یعنی بمقصودش، که سلطنت مصر بود رسید. م.).

فصل دوم-در افتادن سرداران اسکندر با یکدیگر

نیابت سلطنت ان‌تی‌پاتر

مبحث اول-مخاصمۀ ان‌تی‌پاتر و کراتر با پردیکاس

مقدّمه

پس از اینکه پردیکّاس بر دشمنان خود غالب آمد، دو زن گرفت، یکی از آنها نیکه[۱] دختر آنتی‌پاتر بود و دیگری کلئوپاتر[۲] خواهر تنی اسکندر. شرح این قضیّه چنین است: زمانی که پردیکّاس اقتداری نداشت، خواست به آنتی‌پاتر نزدیک شود و دختر او را خواستگاری کرد. بعد، وقتی که باقتدار رسید، خواست تخت مقدونیّه را صاحب شود و با این نقشه لازم دید، با خانوادۀ سلطنت وصلت کند، ولی، چون می‌ترسید، که آنتی‌پاتر پی به نقشه او ببرد، صلاح خود را در این دانست، که هر دو دختر را بگیرد و گرفت. بر اثر این رفتار، آنتی‌گون، که یکی از سرداران قوی لشکر مقدونی بود، به نقشۀ پردیکّاس پی برد و پردیکّاس از این زمان دشمن خونی آنتی‌گون گردیده خواست با دسایس او را نابود کند. آنتی‌گون، از آنجا، که سرداری بود محتاط و جسور، دشمنی خود را با پردیکّاس آشکار ساخت و بعد در نهان حرکت کرده نزد آنتی‌پاتر، که در


  1. Nicee.
  2. Cleopatre.