کشته شدن او رقیبش از میان رفت و لشکرش برای آنتیپاتر ماند (کتاب ۱۳، بند ۵). روایت ژوستن ناقص است، زیرا شرح شورش یونانیان را بهکشته شدن لئونّاتوس ختم کرده.
جنگ با کاپادوکیّه
کاپادوکیّه در زمان اسکندر جزء دولت او بشمار نمیرفت، زیرا در اینجا آریآرات[۱] نام پارسی سر اطاعت پیش نیاورد و چون اسکندر، با داشتن دشمنی نیرومند مانند داریوش سوّم، نمیتوانست به اینطور دشمنان بپردازد، متعرّض آریآرات نگشت و او از فرصت استفاده کرده مقام خود را محکم ساخت. بعد، پس از اینکه قشونی از بومیها و خارجیها به عدّه سی هزار پیاده و پانزده هزار سوار بیاراست، خود را پادشاه خواند و حاضر شد، که با مقدونیها جنگ کند. بنابراین پردیکّاس بعد از فوت اسکندر و منازعات داخلی، زمانی که شورش یونانیان قوّت داشت، آرّیده-فیلیپ را برداشته با قشون پادشاهی بقصد جنگ با آریآرات بیرون رفت. پس از آن جنگی بین فریقین درگرفت و در آن چهار هزار نفر از قشون کاپادوکی تلف و پنجهزار نفر اسیر شدند و خود آریآرات هم گرفتار گردید. پردیکّاس بقول دیودور (کتاب ۱۸، بند ۱۶) آریآرات و خانواده او را بطور فضیحتآوری بصلیب کشید، ولی سایر مغلوبین را بخشید و پس از آن این ایالات را به اومن کاردیائی[۲] منشی اسکندر، چنانکه در مجلس مشورت در بابل مقرّر گردیده بود، مفوّض داشت (۳۲۳ ق. م.).
شرح مذکور مفاد نوشتههای دیودور است، ولی ژوستن، اگرچه قضایای این جنگ را باختصار برگزار کرده، با وجود این خبری را ذکر کرده، که در کتاب ۱۸ دیودور نیست. او گوید پردیکّاس از جنگ با آریآرات پادشاه کاپادوکیّه و فتح خود نتیجهای جز مخاطرات و جراحتها نبرد، زیرا خارجیها (یعنی پارسیها) چون از اردویشان رانده شدند، بشهر برگشته سر اطفال و زنانشان را بریدند، شهر و اموال خود را آتش زدند و بعد، برای اینکه برای دشمن جز آثار