را نابود سازد، زیرا میدانست، که او شخصی است ماجراجو و آرام نخواهد نشست.
بالاخره یکی از سربازان را تحریک کرد، که بلند شکایت کند از اینکه ملآگر همدوش پردیکّاس گشته. این خبر به ملآگر رسید و او برآشفته با تشدّد نزد پردیکّاس رفت و سخت از سرباز مزبور شکایت کرد. پردیکّاس چنان وانمود، که از این قضیه خیلی متأسف است و بعد گفت اشخاصی، که این سرباز را به چنین اقدامی تحریک کردهاند، باید مجازات شوند و برای اجرای این امر مراسم«پاک کردن»[۱] باید اجرا گردد.
مراسم پاک کردن موافق عادات مقدونی چنین بود، که سگی را کشته رودههای آن را در دشتی بدو طرف میانداختند و بعد پیاده نظام و سواره نظام در دشت حاضر میشدند و بقیّۀ مراسم پاک کردن بعمل میآمد. ملآگر با شادی این پیشنهاد را پذیرفت و تشریفات پاک کردن در روز معیّن بعمل آمد. بعد آرّیده- فیلیپ بتحریک پردیکّاس با گروهانی بطرف پیاده نظام رانده گفت، تمام اشخاصی، که باعث شورش شده بودند، باید مجازات شوند. چون تمام لشکر و فیلهای جنگی حاضر بودند، پیاده نظام نتوانست اندک مخالفتی نشان دهد و پردیکّاس از موقع استفاده کرده سیصد نفر را یکایک خواند و آنها از صف بیرون آمدند. بعد او در همانجا حکم کرد آنها را به پای فیلها انداختند. از برای ملآگر این پیشامد بکلّی غیر مترقّب بود، زیرا در یک آن تمام اشخاصی که برای او کار کرده بودند، نابود شدند. در این روز کسی بر ضد ملآگر اقدامی نکرد و او در جای خود بماند، ولی فهمید، که دشمنانش در قصد او هستند و کسی را، که او پادشاه کرده، آلت اجرای مقاصد بدخواهان او است. بنابراین از جان خود هراسناک گشته به معبدی پناه برد، ولی پناهگاهی در آن معبد هم نیافت، زیرا او را گرفته کشتند.
نتیجه
از آنچه تا اینجا ذکر شد چنین برمیآید، که پس از منازعاتی، که چند روز طول کشیده، دو نفر را برای سلطنت انتخاب کردهاند:
آرّیده-فیلیپ برادر نامشروع اسکندر و نیز پسری را که فرض میکردند رکسانه
- ↑ Lustration.