تردید داشته باشم، زیرا وجود آنها به شهادت آن همه مورّخین معتبر رسیده. عموما گویند: هرکول به جنگ آنها رفت و کمربند ملکه آنها را، که هیپپولیت[۱] نام داشت، بیونان آورد و دیگر آتنیها با آمازونهائی، که خواستند به اروپا هجوم برند، جنگ کردند. کیمون این جدال را مانند جدال آتنیها با پارسیها (یعنی با همان دقّت) وصف کرده. هرودوت غالباً از این زنان ذکری میکند. وقتی که میخواهند تمجید از کشتگان میدان جنگ کنند، نام آمازونها ورد زبانها است. مقصود من این است: که آتروپات آمازونهائی نزد اسکندر نیاورد. اینها زنانی بودند از خارجیها، که مانند آمازونها سوار میشدند و در اسبدوانی مهارت داشتند» (همانجا).
مبحث چهارم
اسکندر در بغستان، نیسا و همدان-مرگ هفستیون، قربانی کوسیان
پس از فرستادن مقدونیهای از کار افتاده به مقدونیّه، اسکندر از شوش حرکت کرده بهمدان رفت و بعد وقایعی روی داد، که موافق نوشتههای مورّخین قدیم چنین بود:
روایت دیودور
این مورّخ گوید (کتاب ۱۷، بند ۱۱۰): اسکندر از شوش حرکت کرده از پستیگر[۲] گذشته به دهاتی درآمد، که موسوم به کارس بود[۳]. از آنجا پس از چهار روز راه به سیتا[۴] و از این محلّ به سامبانا[۵] رفت و هفت روز در آنجا بماند (سیتا باید همان سیتاکس یا سیتاسس باشد، که بالاتر ذکرش کراراً گذشته. م.). بعد سه روز راه پیموده به سهلن[۶] رسید. اینجا مردمی بودند از اهل باسی، که خشیارشا بر اثر قشونکشی خود به یونان