پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۸۵۹

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

آنکه یک جام زرّین را پر از شراب کرده به دماغۀ کشتی رفت و شراب را برود ریخت. بعد برای هرکول، یعنی نیای اجدادش، و برای آمّون و سایر خدایان یونانی می‌گساری کرده گفت، شیپور حرکت بدمند. پس از آن کشتی‌ها را از جا کندند. منظرۀ این کشتی‌ها و حرکت آنها و صدای پاروها، که بفرمان کلستس[۱] بکار می‌افتاد و انعکاس صداهای ملاّحان و پاروزنان در کوهها و جنگلهای سواحل رود بقدری جالب توجه بود، که هندیها از هر طرف برای تماشای آن جمع شده بودند. آرّیان گوید، که چنین منظره‌ای تا آن‌روز دیده نشده بود، زیرا دیونیس (باکوس) سفر دریائی نکرد. بعد او گوید، که آواز خارجی‌ها در سواحل طنین می‌انداخت، زیرا هندیها موسیقی و آواز را خیلی دوست دارند و این چیزها را از باکوس یاد گرفته‌اند (معلوم است، که افسانۀ یونانی است).

روز سوّم اسکندر به جائی رسید، که کراتر و هفس‌تیون اردو زده منتظر او بودند. دو روز بعد فیلیپ هم با بقیّۀ قشونش وارد شد و اسکندر او را مأمور کرد در امتداد رود آل‌سه‌زینس حرکت کند. پس از آن اسکندر سفر خود را تا رود هیداسپ، که عرضش بیست استاد بود، دنبال کرده مردمان کنار رود را با مذاکره یا بعنف به اطاعت درآورد. از جمله اسکندر تهیّه می‌دید، که بر مردم مالّیان[۲] و اکسی‌دراک[۳] بتازد، تا به آنها مجال تدارکات جنگ ندهد، زیرا این مردمان کثیر العدّه و جنگی، زنان و کودکانشان را در جاهای محکم جا داده و خودشان عازم جنگ بودند (مردم مالّیان را بعضی نیاکان مردم مولتان کنونی میدانند. م.).

آسیب یافتن کشتی‌های اسکندر

بقول آرّیان (کتاب ۶، فصل ۱، بند ۴): پس از پنج روز طی مسافت، اسکندر به جائی رسید، که رود هیداسپ برود آل‌سه‌زینس می‌ریزد. مجرای رود در اینجا تنگ و جریان آب تندتر است. امواج آب با قوّت بهم خورده و از تصادم خرد شده عقب می‌رود و گردابهائی ایجاد می‌کند، که بسیار خطرناک است. کشتیهای اسکندر در اینجا


  1. Kleustes (شخصی، که به پاروزنها فرمان می‌داد).
  2. Malliens.
  3. Oxydraques.