پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۸۴۷

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

سپاه مقدونی و یونانی، که در زیر بیرقهای شما حرکت می‌کرد و امروز جز عدّه‌ای قلیل چه می‌بینید؟از زمانی که به باختر درآمدید، تسّالیان را، که حرارتشان مبدّل به سردی می‌شد، مرخّص کردید و حق بجانب شما بود. قسمتی از یونانیها، تبعید گشته یا اسیر شهرهائی شده‌اند، که شما بنا کرده‌اید. قسمت دیگر، که به مقدونیها پیوسته بودند، در جدالها از پا درآمدند یا داسهای امراض گوناگون آنها را درو کرد. عدّه‌ای، که زخم برداشته‌اند، در شهرهای آسیا پراکنده‌اند. مشتی مردم که مانده قوّت و رشادتش در شرف زوال است. در ته قلوب آنها حسّیّات طبیعی بیدار گشته. می‌خواهند زنان، پدران، فرزندان، مادر، وطن و مولد خودشان را ببینند. این آرزوی آنها از جهت ثروتی، که به آنها داده‌اید، بیشتر قوّت یافته.

کی می‌تواند آنها را از این جهت توبیخ کند؟آنها را برخلاف میلشان بکار نبرید، چه در این صورت کند و سست خواهند شد. چقدر بهتر است؛که برگشته مادر خودتان را به آغوش کشید، نظم را در یونان استوار دارید و علامات آن‌قدر فتوحات درخشان را بالای اجاق خانواده بیاویزید. بعد چه مانعی خواهید داشت، که سفرهای جنگی جدید به آسیا یا اروپا و یا افریقا پیش گیرید؟آن‌وقت است، که مقاصد خودتان را مجری خواهید داشت و خواهید دید، که مقدونیهای زبده روی قدمهای شما پرواز خواهند کرد، آن‌وقت بجای دسته‌های خسته و درمانده کنونی قشون تازه‌نفس خواهید داشت و بجای سربازانی، که بواسطۀ کبر سنّ از کار افتاده‌اند، جوانان با حرارت در اطراف شما خواهند بود، جوانانی، که مخاطرات را ندیده و پر از امیدواریها هستند. این‌ها، چون نتیجۀ فتوحات رفقای قدیم شما را خواهند دید، فکری جز تحصیل پاداشها و جایزه‌ها نخواهند داشت.

پادشاها، چه کار خوبی است، که شخص در دوره رفاه اعتدال را از دست ندهد.

سرداری چنین بزرگ، که اسکندر است، در رأس چنین لشکری، بی‌تردید از دشمنی باک ندارد، ولی روزگار ضربتهای خود را ناگهان می‌زند و آنچه مقدّر است از آن گریزی نیست» (آرّیان، کتاب ۵، فصل ۶، بند ۳).