پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۷۹۶

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

ضمیمه فصل دوم-وقایعی که کنت‌کورث ذکر کرده

عزیمت اسکندر به کس‌نیپ[۱]

اسکندر ده روز در حوالی مرکند گذراند. پس از آن آمین‌تاس را بجای کلیتوس والی سغد کرده هفس‌تیون را به باختر فرستاد، تا آذوقه زمستان تهیه کند و خود عازم کس‌نیپ گردید. این صفحه در همسایگی سکاها واقع و دارای دهات پرجمعیّت و آباد بود و از جهت ثروت، بیگانگان را هم جلب می‌کرد. فراریهای باختر، که با اسکندر خصومت می‌ورزیدند، به اینجا پناهنده شده بودند، ولی اهالی، همین‌که از آمدن اسکندر آگاه شدند، اینها را بیرون کردند و، چون باختریهای مذکور از عفو و اغماض اسکندر مأیوس بودند، دور هم جمع شده قوّه‌ای، که بالغ بر دوازده هزار نفر بود، تشکیل داده با آمین‌تاس جنگیدند. جدال مقدونیها با آنها مدّتی بی‌نتیجه بود، تا بالاخره از باختریها چهارصد نفر کشته و سیصد نفر اسیر شدند و باقی فرار کردند، ولی این شکست باختریها برای مقدونیها گران تمام شد، زیرا مقتولین آنها هشتاد و مجروحینشان سیصد و پنجاه نفر بود. بعد با وجود این شورش، که در مرتبۀ دوّم روی داده بود، اسکندر باختریها را عفو کرد و، پس از اینکه بقید قسم از آنها قول گرفت، که مطیع باشند، به صفحه‌ای عازم شد که موسوم به نورا[۲] بود.

نورا

این صفحه را والی آن سی‌سی‌میترس[۳] نامی، که از مادرش دو پسر داشت، اداره می‌کرد. این مردم ازدواج مادر را مباح میدانند.

دو هزار نفر از مردم این صفحه در پشت سنگری در تنگی جمع شده خواستند از ورود اسکندر ممانعت کنند. مقام آنها از این حیث محکم بود، که از پیش سیل آبی و از پس کوهی داشتند و راهی از درون کوه برای عقب‌نشینی ساخته بودند.

مدخل این راه در روز، روشن بود، ولی بی‌چراغ نمی‌شد از اینجا دورتر رفت.

دالانهای زیرزمینی به دشتی هدایت می‌کرد و پیچ‌وخمهای این دالانها را کسی جز بومیها نمی‌دانست. اسکندر امر کرد، ماشین‌های قلعه‌کوب را بکار انداختند و


  1. Xenippe.
  2. Noura.
  3. Sisymithres.