پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۷۰۰

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

این جهت بود، که می‌خواست پدرش پارمن‌ین به سلطنت برسد، و حال آنکه تمام اعتبارات پدرش، که الآن در ماد اقامت دارد، از من است. اینها با نظر حقارت بر تخت من می‌نگرند، زیرا من وارثی ندارم، ولی فیلوتاس در اشتباه است. شما اولاد، اقربا و نزدیکان منید و، ما دام که شما زنده هستید، من بی‌وارث نیستم. بعد اسکندر امر کرد، نامه‌ای را که پارمن‌ین بدو پسر خود، نیکانور[۱] و فیلوتاس، نوشته بود و آن را از قاصد گرفته بودند، بخوانند. در این نامه چیزی که دلالت بر تقصیر پارمن‌ین کند نبود. سردار مزبور به پسر خود نوشته بود: «اوّل در فکر خودتان باشید، بعد در فکر اشخاصی که از شما هستند. با این ترتیب ما بمقصود خواهیم رسید» ولی اسکندر، که می‌خواست او را مقصّر بداند، گفت: این نامه را چنان نوشته‌اند، که اگر آن بدست کسانی افتد، که از قضیه آگاهند، مفهوم باشد و الاّ غیر مفهوم.

ممکن است بمن گویند، که دیم‌نوس، وقتی که کنگاشیان را یک‌به‌یک شمرد، اسم فیلوتاس را ذکر نکرد. این ایراد وارد نیست، زیرا فیلوتاس بقدری قوی بود، که کنگاشیان جرئت نمی‌کردند، اسم او را ببرند. برای اینکه بدانید این حرف صحیح است، زندگانی فیلوتاس را در نظر آرید: او می‌دید، که پسرعموی من در مقدونیّه بر ضدّ من اقدام می‌کند، با وجود این دوست و محرم راز او بود. او خواهرش را به آتّال، یعنی به بدترین دشمن من، داد. فیلوتاس آن کسی است، که چون من آنچه را که کاهن ژوپیتر (آمّون) بمن گفته بود و من نظر به مودّت قدیمی برای او نوشتم، در جواب من نوشت: «تبریک می‌گویم، از اینکه تو را به درجه الوهیّت ارتقا داده‌اند، ولی دلم می‌سوزد بحال کسانی، که محکوم‌اند با کسی زندگانی کنند، که خود را بالاتر از موجود فانی می‌داند» آیا این چیزها اماراتی نیست برای اثبات اینکه این شخص از دیرگاه بر ضدّ من بوده و بنام من رشک می‌برده. ای سربازان، تا توانستم تمام این چیزها را در دلم پنهان داشتم، ولی حالا حرف در سر گستاخی نیست، کار بخنجر کشیده. ای سربازان، باور کنید، که این خنجرها را فیلوتاس بر ضدّ من تیز کرده، و چون او را مقصّر می‌دانم، به کجا


  1. Nicanor.