پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۵۹۳

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

بر این، شباهت باید از وحدت منشأ باشد، یعنی اشخاصی که خط میخی پارسی را ترتیب داده‌اند، خط آرامی را در نظر داشته‌اند.

فصل پنجم-صنعت معماری و حجاری، آثار و کتیبه‌ها

مبحث اول-معماری و حجاری

این معنی بدیهی است، که چون شاهان هخامنشی بر مشرق قدیم دست یافتند، می‌بایست در ایران و بالخصوص در پارس بناهائی کنند، که در انظار بومی و خارجی مظهر ثروت و قدرت آنان باشد. طبیعت مملکت هم با این خیال موافقت می‌کرد، زیرا تقریباً در همه جای ایران برخلاف کلده سنگهائی بدست می‌آمد، که بعضاً در سختی از مرمر عقب نمی‌ماند و رنگ سنگها، که در مواردی از خاکستری باز تا خاکستری تند و گاهی زردفام و در بعض جاها تقریباً سیاه بود، با مقصود بانی، که می‌خواست رنگهای مختلف به بناهای خود بدهد، موافقت می‌کرد، ولی نباید تصوّر کرد، که آثار شاهان هخامنشی تماماً از سنگ ساخته شده، زیرا برای اینکه زودتر بنائی ساخته و پرداخته گردد، در جاهای بسیار، چنانکه بیاید، خشت بکار برده‌اند و دیگر، اگرچه از پوشش بناها آثاری نمانده، ولی از ستونهای بلند و ظریف معلوم است، که چون در بالا نمی‌توانستند سنگ بکار برند، متوسّل به چوب شده و آن را از کوههای مجاور بختیاری یا از جاهای دور مانند جبل لبنان آورده‌اند. آثار هخامنشی را زارّه[۱] (بنیامین) معماری و حجّاری مشرق قدیم نامیده[۲] و می‌توان گفت، که این صنعت، با اسلوبی که دیده می‌شود، یا بهتر گفته باشیم، این آخرین کلمه معماری و حجّاری مشرق قدیم، با دولت هخامنشی بوجود آمد و با انقراض آن خاتمه یافت، زیرا در دوره اسکندر و سلوکی‌ها صنعت یونان طرف توجّه شد، از دورۀ پارتی‌ها آثاری، که شبیه آثار هخامنشی


  1. F. Sarre. l'Art de la Perse Ancienne p. ۳.
  2. بنیامین کوچک‌ترین پسر یعقوب (ع) و مورد محبّت مخصوص او بود.