پادشاه نامی عیلام، بابل را تسخیر کرده تمام اشیاء نفیسه این شهر را به شوش برد. از جمله ستل نرمسین است، که در حفریات شوش بدست آمده و دیگر مجسمهٔ خدای بزرگ بابلیها بل مردوک بود، که سی سال در شوش بماند و بعد ببابل ردّ شد. تاختوتاز عیلامیها بالاخره سلسلهٔ کاسّوها را از پای درآورده منقرض کرد.
سلسلهٔ چهارم
در ۱۱۸۴ سلسلهٔ جدیدی موسوم به سلسلهٔ پاشها که، اسم یکی از محلات بابل بود، برقرار شد. جنگی با عیلام به پیشرفت بابلیها روی داد و بر اثر آن مجسمه مردوک را، که عیلامیها در جزو غنایم برده بودند، رد کردند. یکی از معروفترین پادشاهان این سلسله بختالنصر (نبوکدنصر) اوّل بود، که حدود بابل را تا دریای مغرب رسانید و سلطنت او تا ۱۰۵۳ ق. م امتداد یافت.
سلسلهٔ پنجم
این سلسله، که موسوم به (بازی) میباشد، از حدود ۱۰۵۲ تا ۱۰۳۲ در صفحات دریائی سلطنت کرد، لذا این سلسلهٔ دوّم دریائی است. در دورهٔ این سلسله عیلام باز بابل را گرفت و یکی از پادشاهان عیلام بر تخت بابل نشست، و لیکن بیش از شش سال دوام نکرد. بابل در زمان این سلسله به سبب تاختوتاز مردمان صحراگردی موسوم به گوثیان[۱] از طرف شمال، و فشار عیلامیها از طرف مشرق، ضعیف و ناتوان گشت، بخصوص که مردم گوثیان مزارع بابلیها را خراب، شهرهای مملکت را غارت و معابد را زیر و زبر کردند. در این احوال پادشاه بابل اداد آپلوودّین، که تخت بابل را غصب کرده بود، از پادشاه آسور کمک طلبیده دختر خود را به او داد. عیلامیها هم از موقع استفاده کرده در بابل تسلط یافتند و یکی از پادشاهان عیلام در بابل به تخت نشسته اسم بابلی اختیار کرد. مقارن این احوال مردم تازهنفس دیگری موسوم به کلدانیها از طرف شمال شرقی عربستان سر برآورده به بابل حمله کرد و یک مدّعی بر دو مدّعی دیگر، یعنی آسور و عیلام، افزود. این دوره، که
- ↑ Gutiens.