پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۴۰۸

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

خود مجری داشت، یکی این بود، که شمشیر و تیرهای سپاهیان ایرانی را بلندتر کرد، زیرا پنداشت، که فتوحات مقدونیها از بهتری اسلحۀ آنها بوده. دیگر اینکه امر کرد دویست ارّابۀ جنگی داس‌دار بسازند. مقصود از استعمال ارّابه‌های مذکور این بود، که در دشمن تولید وحشت کند، زیرا مال‌بند هر ارّابه به نیزۀ تیز و کوتاهی، که بقول دیودور به بلندی سه سپیتام[۱] بود، منتهی می‌شد و به محورهای ارّابه هم چنین نیزه‌های تیز وصل کرده بودند، ولی این نیزه‌ها بلندتر از نیزه‌های مال‌بند بود. پس از اینکه تمام سپاهیان داریوش در بابل حاضر شدند، او حرکت کرده از جلگه‌های کلدۀ قدیم گذشته به جلگه‌های نینوای قدیم درآمد و در نزدیکی اربیل[۲] اردو زد. مقصود داریوش از انتخاب جلگۀ وسیع برای قشون خود این بود، که بتواند تمام قوای خود را بکار اندازد و به تنگنائی نیفتد، چنانکه در ایسّوس افتاد و قسمتی زیاد از قشون او بکار نرفت. چون سپاه داریوش از مردمانی ترکیب شده بود، که از ملل مختلف بودند و به زبان‌های گوناگون تکلّم می‌کردند، داریوش نگران بود از اینکه مبادا در موقع جنگ سپاهیان او از جهت اختلاف نژاد و زبان‌ها، فاقد وحدت گردند و این جنگ را هم ببازد. برای جلوگیری از چنین پیشامد داریوش همه‌روزه قشون خود را سان می‌دید و افراد را بمشق و ورزش می‌داشت، تا اطاعت نظامی در سپاهیان محکم‌تر گردد. وقتی که داریوش شنید، مقدونیها نزدیک شده‌اند، یکی از سرداران خود را، که ساتروپات[۳] نام داشت، با هزار سوار پیش فرستاد و بعد شش هزار نفر به یکی از ولات خود مازه نام داد، که از عبور مقدونیها از فرات جلوگیری کند و ضمناً جلگه‌های بین النهرین را غارت کرده تمام آذوقه را بسوزاند، تا دشمن دوچار گرسنگی گردد.

جهت چنین اقدامی این بود، که مقدونیها از راه غارت آذوقه بدست می‌آوردند. داریوش پس از رسیدن به اربیل قسمت زیاد باروبنه و آذوقه را در آنجا گذارده خود با قشونش از رودی موسوم به لیکوس[۴] گذشته به کنار رود دیگر


  1. Spithame (سه سپیتام معادل ۷۰ سانتیمتر بود).
  2. Arbele.
  3. Satropate (باید مصحّف شترپت باشد، که بمعنی رئیس ایالت است).
  4. Lycus (زهاب کوچک).