چه میکند و چگونه عدّهای از مردان غیور این شهر قشون عظیم اسکندر را، که تا این زمان و پس از آن تا زمان فوتش در همه جا فاتح و دارای همهگونه وسائل بود، در مدّت هفت ماه سخت مشغول داشته کار را به جائی رسانیدند، که مقدونیها مکرّر به اسکندر پیشنهاد کردند دست از تسخیر این شهر برداشته برود و خود او هم نه یکمرتبه از بهرهمندی خود در تردید افتاد و فقط نرسیدن کمکی از طرف ایران و خیانت قبرسیها بالاخره این شهر ویرانشده را بتصرّف او داد.
موقع شهر صور
این شهر، چنانکه بالاتر گفته شده، بواسطۀ بوغاز تنگی، که عرض آن ۴ استاد یا تقریباً هفتصد ذرع بود، از ساحل فینیقیّه جدا میشد و بنابراین حکم جزیرهای را داشت. وقتی که بادهای افریقا موسوم به آفریکوس[۱] وزیدن میگرفت، آب این بوغاز را عقب زده امواج را روی هم انبوه میکرد و بساحل میریخت. شهر دارای دیوارهای بلند و برجها و باروهای محکم بود و این استحکامات را از هر طرف دریائی عمیق احاطه داشت. علاوه بر این مزایا یک چیز هم صوریها را به جنگ تشویق میکرد، توضیح آنکه رسولان قرطاجنه، که برحسب معمول بدین شهر برای اجرای مراسم قربانی آمده بودند، اهالی صور را به مقاومت تحریک کرده وعدۀ کمک و همراهی میدادند، زیرا قرطاجنه را مهاجرین صور در افریقا بنا کرده بودند و قرطاجنه در این زمان مملکت ثروتمند و دولت مقتدری بشمار میآمد (چنانکه بالاتر گفته شد از مطالعات در کتب بعض مورّخین قدیم چنین استنباط میشود، که این دولت مانند مستعمرات فینیقی در دریای مغرب از دربار ایران یک نوع تمکینی داشته)[۲]. دیودور گوید (کتاب ۱۷، بند ۴۰) جهت عمدۀ مقاومت صور از اینجا بود، که میخواست اسکندر را معطّل کرده وقت به داریوش بدهد، که او قشون جدیدی برای نبرد با اسکندر تهیّه کند و صوریها امیدوار بودند، که با این کار خود طرف توجّه دربار ایران گشته پاداشهائی بزرگ خواهند یافت.
جنگهای صور با اسکندر
به هرحال اهالی صور عازم جنگ گردیده به تدارکات آن پرداختند و با این مقصود ماشینهای جنگی روی دیوارها