پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۰۴۲

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

یونانی‌ها در جواب سردارشان نطق‌های گوناگون کردند: بعضی، که از کل‌آرخ درس گرفته بودند، اظهار داشتند، که ماندن یا رفتن بی‌رضایت کوروش اشکالات زیاد دارد. شخصی که در باطن طرفدار نظر کل‌آرخ بود، چنین وانمود، که می‌خواهد زودتر بیونان برگردد و گفت: اگر کل‌آرخ نمی‌خواهد ما را برگرداند، پس سردار دیگری انتخاب کنیم. آذوقه را از اردوی خارجی‌ها می‌خریم و نزد کوروش رفته کشتی یا راهنمائی می‌گیریم. هرگاه نخواهد راهنمائی هم بدهد، یک بلندی را اشغال کرده می‌جنگیم و از عهدهٔ کوروش و کیلیکی‌ها برمی‌آئیم. دیگری جواب داد، که این پیشنهاد عملی نیست. باید ساده‌لوح بود، که چنین پیشنهادی را بموقع عمل گذارد.

بر فرض اینکه کوروش کشتی بما داد، آیا اطمینان خواهیم داشت، که ما را غرق نکنند. راهنما چه ثمری دارد، اگر آذوقه نداشته باشیم. هرگاه از او آذوقه خواهیم خواست، پس خوب است از او نیز بخواهیم، که یک بلندی را هم خودش برای ما اشغال کند. به عقیدهٔ من بهتر است با او داخل مذاکره شده بدانیم، که می‌خواهد ما را چه کند. اگر برای جنگی می‌خواهد، که مخاطرات و مشقّات زیاد دارد، باید ما را راضی بدارد و، اگر پیشنهاد ما را نپذیرفت، راه بازگشت ما را تأمین کند. همه این رأی را پسندیدند، بخصوص که کل‌آرخ در جواب شخص اوّلی گفته بود، او حاضر نیست بدین ترتیب یونانیها را برگرداند، ولی هرکس را انتخاب کنند، او تابع خواهد بود.

بعد چند نفر انتخاب کرده با کل‌آرخ نزد کوروش فرستادند و او گفت، چون آبروکوماس[۱]، دشمن من، چنانکه شنیده‌ام، در دوازده منزلی فرات است، می‌خواهم او را تعقیب و مجازات کنم و، اگر فرار کرد، در آن‌وقت می‌بینم، که چه باید کرد.

یونانیها پس از شنیدن این جواب استنباط کردند، که کوروش می‌خواهد با شاه بجنگد و خواستند، که جیرهٔ سربازان را زیاد کند. کوروش قبول کرد، که همه‌ماهه بجای دو نیم دریک سه نیم دریک به آنها بدهد (معادل ۲۷ فرنگ طلا یا ۱۳۵ ریال. م.).

پس از آن قشون حرکت کرد، ولی محقّقا کسی نیّت واقعی کوروش را نمی‌دانست (همان‌جا، کتاب ۱، فصل ۳). آبروکوماس والی سوریّه و سردار بود و از طرف


  1. Abrocomas.