برای سواران ارّابههائی تهیه کند، به کسانی که زمین دارند، دهاتی و بهآنهائی که ده دارند، شهرهائی ببخشد و جیرهٔ افراد را بقدر کفایت بپردازد. چنانکه پلوتارک گوید (اردشیر، بند ۶)، در مکاتباتش خودستائی کرده میگفت، دل او از دل برادرش بزرگتر است و خود او در فلسفه و در سحر از برادر داناتر. شراب بیش از برادر خود مینوشد و بهتر تحمّل اثرات آن را میکند. اردشیر بعکس بقدری لطیف و نرم است، که نه میتواند در موقع شکار کردن بر اسب نشیند و نه در جنگ بر گردونهای قرار گیرد. علاوه بر سپاه لاسدمونی، کوروش بتوسّط طرفداران خود، که زیاد بودند، در نهان سپاهی بزرگ از ممالک ایران تهیّه میکرد، با پروشات سرا در مکاتبه بود و طرفداران شاه را میترسانید، که خبری به او ندهند. اگر سؤالی از او میشد، جواب میداد و مینمود، که این تجهیزات را بواسطه ضدّیت تیسافرن میکند، چه از نیرنگهای این والی اندیشناک است. اردشیر راحتطلب هم با نظر اغماض و بیقیدی به کارهای او مینگریست و نیز باید در نظر داشت، که اوضاع دربار هخامنشی از جهت کارهای بیرویّهٔ داریوش دوّم و سستی و ضعف چند شاه اخیر، نجباء و مردم را ناراضی کرده بود و اکثر درباریان و مردم میخواستند، شخصی پیدا شود، که دارای ارادهٔ قوی و فکر باز بوده اوضاع را اصلاح و خرابیها را مرمّت کند.
مثلا پلوتارک گوید (اردشیر، بند ششم): اشخاصی، که عاشق تجدّد بودند و نیز کسانی، که نمیتوانند راحت بنشینند، میگفتند: اوضاع مملکت پادشاهی را اقتضاء میکند، که مانند کوروش ممتاز، آزادیطلب، رزمی و سخی باشد و چنین دولت بزرگ را باید شاهی پرجرئت و جاهطلب اداره کند. پروشات از این افکار استفاده کرده توسّط طرفداران و همدستان خود در میان مردم انتشار میداد، که چنین شخصی کوروش است و حرفهای او مؤثر میافتاد، چه تصوّر میکردند، که کوروش دردها را آشکار کرده در پی یافتن درمان خواهد بود. از طرف دیگر استاتیرا زن اردشیر، چون میدید مردم از اوضاع ناراضیاند، برای جذب قلوب در کوچهها حرکت کرده زنهای رهگذر را میطلبید و دربارهٔ آنها ملاطفت میداشت.