پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۰۳۲

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

قصد دارد در حین اجرای آداب مذهبی بشاه حمله کرده او را بکشد. بعضی گویند، که بمجرّد این اسناد کوروش توقیف شد. برخی باین عقیده‌اند، که کوروش داخل معبد شده پنهان گردید و کاهن مزبور قصد او را آشکار کرد. به هرحال پس از آن اردشیر حکم اعدام کوروش را داد و، همین‌که این خبر به پروشات رسید، دوان آمد و پسر خود را در آغوش کشیده بدن او را با گیسوان خود پوشید، گردن خود را بگردن او چسباند و چنان او را در بر گرفت، که جلاّد نمی‌توانست ضربتی به کوروش وارد آورد، بی‌اینکه آن ضربت به پروشات هم اصابت کند. پس از این کار ملکه فریادها برآورد، شیون‌ها کرد و چندان عجز و الحاح نمود و قسم داد و قسم خورد، تا بالاخره شاه از تقصیر کوروش درگذشت و حکم کرد، که فوراً به ایالت خود برگردد.

کوروش پس از آن بطرف لیدیّه حرکت کرد و، چنانکه بیاید، در آنجا یاغی شد.

قبل از اینکه بشرح یاغی‌گری کوروش بپردازیم، لازم است شمّه‌ای از اردشیر و احوال او بگوئیم. پلوتارک گوید (اردشیر، بند ۴-۵) در مزاج شاه یک کندی طبیعی بود، که مردم آن را به ملاطفت و ملایمت تعبیر می‌کردند. اردشیر بنام و رفتار هم‌اسم خود اردشیر درازدست رشک می‌برد و می‌خواست مانند او رفتار کند.

همه به او دسترسی داشتند، پاداشهائی، که می‌داد عالی و موافق لیاقت اشخاص بود، در مجازات‌ها از حدّ اعتدال تجاوز نمی‌کرد و آنچه باعث وهن بود از مجازاتها می‌کاست. هدایائی که به او می‌دادند، با روی خوش می‌پذیرفت و بشاشت او در این موقع مقابلی می‌کرد با مسرّت اشخاصی، که به او هدیه می‌دادند یا از او هدیه می‌گرفتند.

اطوار خوشی، که در موقع دادن هدیه به کسی، می‌نمود، بر نیکی فطرت و کردارش گواهی می‌داد. او کوچک‌ترین هدیه را با مسرّت می‌پذیرفت. یک روز شخصی امیزوس[۱] نام انار فوق‌العاده درشتی به او هدیه کرد و اردشیر گفت: «قسم به میثر (مهر)، که اگر شهر کوچکی را باین شخص بسپارند، او می‌تواند آن را بزرگ کند» .

در یکی از مسافرت‌های او، وقتی که همه به او تقدیمی می‌دادند، کاسب فقیری،


  1. Omisus.