این برگ همسنجی شدهاست.
| نقل را اهتمام باید کرد | سطر سطرش تمام باید کرد | |||||
| نی که هر سطر چون کنی بنیاد | ز ابتدا گر دو حرف بد افتاد | |||||
| بگذاری و باز سطر دگر | کنی آغاز از این غلط بگذر | |||||
| کز غلط هیچکس کسی نشود | بوریا هرگز اطلسی نشود | |||||
در بیان آنکه حسن خط پوشیده به تعلیم استاد است که عبارت از تعلیم زبانی است
| نظم فرمودن قواعد خط | هست نزد فقیر محض غلط | |||||
| نتوان هم به نثر بنوشتن | و اندر این باب نیست هیچ سخن | |||||
| زآنکه خط را حد و بدایت نیست | همچو الفاظ کش نهایت نیست | |||||
| لیکن از مفردات حرفی چند | میکنم عرضه بیش از این مپسند | |||||
| هست الف بی و کاف خرد و دراز | با سر جیم و هی بدان ز آغاز | |||||
| مدّ سین کشیده و سر عین | نزد تو سازمش عیان بی شین | |||||
| چند حرفی که هست صورتشان | جمله مانند هم یکی میدان | |||||