این برگ همسنجی شدهاست.
| نی کلکش از آن شکر ریز است | کاصلش از خاک پاک تبریز است | |||||
| نکنی نفی او ز نادانی | بی ولایت نبوده تا دانی | |||||
| کاتبانی که کهنه و نویند | خوشهچینان خرمن اویند | |||||
| مولوی جعفر و دگر اظهر | خوشنویسان اظهر و اطهر | |||||
| در جمیع خطوط بوده شگرف | ز اوستادان شنیدهام این حرف | |||||
| خط پاکش چو شعر او موزون | هست تعریف او ز حد بیرون | |||||
| بُد معاصر به مجمعالافضال | شیخ شیرینمقال شیخ کمال | |||||
| آنکه شعرش چو میوههای خجند | هست شیرینتر از نبات و ز قند | |||||
| همه رفتند از این جهان خراب | رخ نهفتند در نقاب تراب | |||||
| بهرشان زآنچه خوانم و دانم | روّح الله روحهم خوانم | |||||
اصول و ترکیب کراس و بسته صعود و تشمیر نزول و ارسال
| ظاهر خط اصول و ترکیب است | کرسی و نسبتش به ترتیب است | |||||