برگه:Sharaf 19 Shabaan 1301.pdf/۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

و امور دولت قوی ارکان کما ینبغی آراسته و منظّم است و بنیان عدالت در بلدان مملکت همه جا محکم و مشیّد کردیده نعمت خصب و رخا و کثرت رزق و سَعَت عیش که از نعماء طبیعیّه الهی اس نیز در همه اقطار و امصار مملکت شامل حال قاطبه اهالی است چون دیرزمانی بود که ذات اقدس همایون صاحبقرانی زیاده از آنچه فرض ذمّت و حدّ تکلیف سلطنت بود باقتضای ملکه عدل و داد در حراست عباد و سیاست بلاد و ترتیب امور ملک و تمهید نظام دولت صرف وقت و بذل همت میفرمودند و حال آنکه مقتضی بود که بسیاری از آن امور بدست یکنفر از کفات چاکران که شخص اوّل دولت و مسئول مطلق پیشکاه سلطنت باشد حلّ و عقد و رتق و فتق شود لهذا باقتضای شان و شکوه دولت قویم و اقتضای آثار و یاساء سلاطین قدیم و مزید آرایش حوزهٔ دولت و رعایت آسایش خاطر سلطنت رای بیضا ضیای همایون بتعیین و تشخیص شخص اول و وزیر اعظمی علاقه یافته جناب مستطاب اجل آقا میرزا یوسف را که شرح احوال و لیاقت حسب و شرافت نسب و مراتب قربت و شأن و منزلت و حصافت عقل و استقامت رای و دقایق کفایت و کاردانی ایشان در نمرهٔ دویّم روزنامهٔ شریفه شرف و هم در روزنامه‌جات ایران کراراً نکارش یافته و فی‌الحقیقه اظهر من‌الشمس و مستغنی از شرح و وصف است و علاوه بر اینها در جرک چاکران دولت بالطبع دارای مقام مطاعیتی هستند که امروز برای هیچیک از چاکران عظام دولت این مقام و منزل حاصل نیست بمنصب صدارت عظمی و رتبت شخص اولی دولت علیّه ایران که مسبوق بدان نیز بودند نایل فرمودند و روز بیست و نهم شهر شعبان‌المعظّم این سال فرخنده‌فال در قصر و عمارت مبارکه صاحبقرانیه شمیران که شرح آن بنای رفیع در ذیل این روزنامه نکارش میشود پس از انعقاد سلام عام در حضورِ همایون جناب مستطاب معظم را بخلعت و تشریف صدارت عظمی مخلع و مشرّف و از قرار دستخط آفتاب نقط همایون مقتضیات این شغل و منصب جلیل را بشخص نبیل ایشان مفوض فرمودند

سواد دستخط مبارک

بحمدالله تعالی   در این اوقات که اوائل سنه ئیچی‌ئیل ۱۳۰۱ امورال دولت منظم است در ولایات نرخها ارزان و در سرحدّات امریکه ناکوار و خارج از انتظام باشد رو نداده است و جمع و خرج دولت بی‌عیب و جمیع طبقات نوکر و صاحبان مناصب هر یک بتکالیف مقرّره بخود مشغول و در امور راجعه بخود ساعی هستند لیکن چیزیکه قدری اسباب پریشانی حواس مردم و رعایا و غیره و اسباب زحمت شخص ماست اینست که اجرای احکام دولت و احقاق حق رعایای مملکت و نفاذ امر از دست و دهنهای متعدّد و مختلف بیرون میرود و در این اختلاف آراء و تعدد حکومتها اغلب امور دولت و مردم و رعایا پیشرفت نکرده بعهدهٔ تعویق می‌افتد و سبب اینست که آن رسم قدیم دولت ایران که همیشه منظور نظر سلاطین بوده است