خاندان و داستان ایشان نداشته است. چه او درباره فضلون نخستین که بزرگترین و نیرومندترین شهریار شدادی بوده این عبارت را مینگارد:
این فضلون کرد تکهای از آذربایگان را داشت که بدانجا دست یافته و از آن خود کرده بود[۱]...
از اینجا پیداست که مؤلف مزبور نژاد و تبار فضلون را نشناخته و نمیدانسته که او فرمانروای سراسر آران و بخش بزرگی از ارمنستان بوده (نه خداوند تکهای از آذربایگان) و از نیرومندترین حکمرانان زمان خود شمرده میشده.
دو تن از شهریاران شدادی که لشکری دوم و فضلون دوم باشد و همچنین ابو الیسر سپهسالار لشکری هرسه از ممدوحان معروف قطراناند. تذکرهنویسان کوچکترین آگاهی را درباره اینان ندارند و هرگز نامی از ایشان نبردهاند. مگر مؤلف مجمع الفصحا که نام فضلون را میبرد ولی نوشتههای او همگی بیپایه است و سخنانی از خود بهم بافته و نوشته و یقین است که او از شناختن تاریخ و داستان فضلون و خاندانش فرسنگها دور بوده است.
بهترین نمونه دانش و آگهی مؤلفان ایران از شدادیان و دیگر خاندانهایی که ما در این سه بخش کتاب خود یاد کردهایم عبارتهایی است که یکی از همشهریان ما درباره قطران و ممدوحانش مینویسد. بخشی از آن عبارتها را در اینجا مینگاریم:
«مولانا قطران ستایشگر و مداح اغلب سلاطین سلسله سالاریه و یا بنی مسافر که منسوب به مرزبان بن محمد بن مسافر معروف به سالار بودهاند میباشد و جستان بن مرزبان وهسودان بن محمد بن مسافر و ابراهیم بن مرزبان بن اسماعیل بن وهسودان بن محمد بن مسافر که در سال ۴۲۰ هجری تا زنجان و ابهر و شهرزور[۲]تسلط داشته است از معاریف این سلسله محسوب میشوند ولی افسوس که از احوالات آنها در تواریخ جز اسامی اشخاص و مختصریات اخباری نمانده است- خوشبختانه دیوان پرقیمت این حکیم نامور، یگانه وثیقهایست که تقریبا منحصر به مدایح جمعی از سلاطین و وزراء و امرای این سلسله و تاریخچه غلبه و فتوحات آنها