ازین شعرها نیز پیداست که نظامی پس از به پایان رسانیدن بهرامنامه آن را به روئین دژ پیش علاء الدین فرستاده و این در سال ۵۹۳ در چهاردهم ماه رمضان چهار ساعت از روز رفته بوده است.
این را نیز در اینجا باید گفت که ابن اثیر نام علاء الدین را «قراسنقر» میخواند و این بیشک لغزش است چه نظامی گذشته از آنکه او را «کرپه ارسلان» میخواند در شعری هم آشکار میگوید که نام او «هژبر» است[۱].
۶- پسر علاءالدین
ابن اثیر در سال ۶۰۴ که مرگ علاء الدین را یاد کرده میگوید پسر او که کودک بود جانشینی یافت و سررشته کارهای او به دست یکی از چاکران علاء الدین بود. باید گفت این پسر یکی از نصرة الدین محمد و فلک الدین احمد بوده که نظامی نام ایشان را میبرد. ولی نتوان دانست کدام یکی از ایشان بوده است. ابن اثیر میگوید یکی از امیران علاء الدین بر این پسر شوریده مردم انبوهی گرد آورد آن چاکر سپاهی به جنگ او فرستاده رام و زبونش کرد و بنیاد فرمانروایی پسر علاء الدین را استوار ساخت ولی چندی نگذشت که در آغاز سال ۶۰۵ آن پسر درگذشت.
شگفت است که ابن اثیر میگوید با مرگ این پسر خاندان علاء الدین برافتاده کسی از ایشان بازنماند و اتابک ابو بکر نواده ایلدگز لشکر بر سر مراغه آورده بدانجا و دیگر شهرهای ایشان دست یافت جز روئین دژ که به دست آن چاکر علاء الدین بود و ابو بکر گشادن آنجا نتوانست.
این نوشته ابن اثیر درست نمیباشد. زیرا تا سالها پس از این زنی که نوه علاء الدین بود در مراغه و روئیندژ حکمرانی داشت چنانکه در پایین مینگاریم خود ابن اثیر نیز این مطلب را نوشته است.
۷- آخرین بازمانده احمدیلیان
آخرین فرمانروا از خاندان احمدیلیان زنی نوه علاء الدین بوده. ولی نام او و نام پدرش دانسته نیست. گویا از سال ۶۰۵ که مرگ پسر علاء الدین را نوشتیم این زن
- ↑ «هم به تن شیر و هم به نام هژبر».