گروه انبوهی از ایل خود پیش او آمد...[۱]
پیداست که ترکمانان در هرسوی فراوان بودهاند با آنکه هنوز ده سال بیشتر نبود که سلجوقیان بدانجا دست یافته بودند.
قطران نیز در قصیدههای خود که در این زمانها سروده در بسیار جاها از انبوهی ترکان در آذربایگان و از گزند و آزار ایشان شکایت کرده و از گفتههای او پیداست که سلجوقیان همهگونه سختگیری داشتهاند. در قصیدهای که روی سخن به ابو الخلیل است میگوید:
| گرچه امروز از تو ترکان هرزمان خواهند باج | باز فردا نعمت ترکان ترا گردد مدام | |||||
| اول اندر مصر یوسف هم در این دربند بود | آخر او را گشت یکسر ملک مصر و ملک شام | |||||
در چکامه دیگری باز در ستایش ابو الخلیل میگوید:
| اگرچه داد ایران را بلای ترک ویرانی | شود از عدلش آبادان چو یزدانش کند | |||||
یاری باز میگوید:
| گر نبودی آفت ترکان به گیتی در پدید | بستدی گیتی همه چون خسروان باستان | |||||
در قطعهای که گله از روزگار خود دارد میگوید:
| شده چو خانه زنبور با غم از ترکان | همیخلند به فرمان ما چو زنبورم | |||||
از گفتههای ابن اثیر برمیآید که آلپ ارسلان یا ملک شاه فرمانروایی آذربایگان را به امیر قطب الدین اسماعیل پسر یاقوتی که نوه برادر طغرل، و خواهر او زبیده خاتون زن ملک شاه بود سپرده بودند و سپس مدتی هم پسر او مودود فرمانروایی آنجا را داشت ولی دانسته نیست که از حکمرانان بومی در این هنگام کیها زنده و حکمران بودند و رفتار و رابطه این ترکان با ایشان چگونه بوده است.
پس از استیلای سلجوقیان نخستین بار که نام یک حکمران بومی برده میشود در سال ۵۰۱ است که ابن اثیر نام امیر احمدیل را که نیای کلان احمد یلیان موضوع گفتار ماست میبرد و او را خداوند مراغه میخواند. سپس نیز برخی داستانهای او و چند تن از بازماندگانش را هم ابن اثیر و هم دیگران نگاشتهاند که ما همگی این خبرها را تا آنجا که دسترس داشتهایم گرد آوردهایم و در اینجا خواهیم نگاشت. ولی نخست باید تحقیقی درباره نژاد و تبار ایشان کرد که از کدام خاندان بودهاند و آغاز کارشان
- ↑ تاریخ ابن اثیر، حوادث سال ۴۵۶.