پرش به محتوا

برگه:Shahriyarane Gomnam.pdf/۱۵۶

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

۳۴۴ که ابو الهیجاء بازمانده ایشان در تاریخ نمایان می‌شود تنها خداوند اهر و ورزقان است و تبریز آن بوم دیرین نیاکانی در دست او نیست و نتوان دانست که کی و چگونه این شهر از دست آن خاندان گرفته شده است.

باری ابو الهیجاء را ابن حوقل پسر رواد می‌خواند و می‌گوید سالانه پنجاه هزار دینار باج سرزمین خود را به سالار مرزبان می‌پرداخت[۱]. آسوغیک داروینچی نیز او را پسر رواد و پسرش مملان را نواده رواد می‌خواند[۲]. ولی ابن مسکویه در سال ۳۵۰ از «حسین پسر محمد پسر رواد» نام برده می‌گوید وهسودان کنکری بدو نوشت که به یاری فرزند وی اسماعیل به جنگ ابراهیم پسر سالار برخیزد[۳]. به گمان ما این حسین جز همان ابو الهیجاء نیست. چه ابو الهیجاء را خواهیم دید که تا سال ۳۷۸ زنده بوده است و از اینرو می‌توان گفت که نام او حسین و نام پدرش محمد بوده و رواد نیایش بوده است. و چون این عادت از دیرین زمان هست که مردان پسران خود را نام پدرشان می‌نامند از اینرو می‌توان پنداشت که رواد نیای ابو الهیجاء پسر آن محمد پسر رواد بوده که ما در گفتار نخستین نام برده‌ایم.

در برخی تاریخ‌های ارمنی درباره دیرنیق آرجرونی پسر غاغیق حکمران و اسپورگان (نواحی وان و اردوباد و نخچوان) داستانی می‌نویسند که چون او پس از مرگ پدرش غاغیق حکمرانی یافت ابو الخریب سپهبد را که پیرمرد آزموده‌ای بود از کار بازداشته جای او را به سرکیس نامی سپرد. ابو الخریب این ننگ بر خود آسان نساخته دل به کینه‌جویی گذارد و کس پیش ابو الهیجاء[۴] حکمران هیر[۵] (خوی) و زاراواند[۶] (نواحی سلماس) فرستاده او را به تاخت کوره انجیواجیک[۷] (نواحی و سلطان) برانگیخت ابو الهیجاء با سپاه انبوهی به واسپورگان تاخته به تاراج پرداخت و دیرنیق را دستگیر کرده همراه خود به خوی آورده در آنجا بند کرد. مردم ارمنستان


  1. کتاب ابن حوقل، چاپ لیدن، ص ۲۵۴.
  2. تاریخ آسوغیک چاپ شاه نظریان، ص ۱۸۹ و ۲۱۶.
  3. بخش نخستین این کتاب صفحات ۱۲۳ و ۱۲۴.
  4. _.
  5. _.
  6. _.
  7. _.