پرش به محتوا

برگه:Shahriyarane Gomnam.pdf/۱۰۹

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

آذربایگان و اندازه برداشت (مالیات) آنجا و درباره آینده و سرنوشت ابراهیم می‌نگارد که از این شرح‌ها می‌توان پایان کار ابراهیم را به اجمال دانست.

خلاصه آن شرح‌ها اینست: چون استاد رئیس (ابن عمید) به آذربایگان رفت و برکت و قوت زمین و فراوانی آب آنجا را دید دانست که آن سرزمین در خور آبادی بیشتر است و می‌توان حاصل بس فزونتری از آنجا برداشت و حساب کرد که می‌توان به اندازه برداشت همگی ولایت‌های رکن الدوله مالیات از آنجا گرفت.

ولی مالی که از آنجا به ابراهیم می‌رسید بسیار اندک بود. چه ابراهیم با تن‌آسایی و خوشی پیش زنها زیسته هرگز به نظم و سامان ولایت نمی‌پرداخت و کردان که به گوشه‌های ولایت دست یافته بودند هرکدام برای خود مالیات می‌گرفت. برخی زمینها را به تیول لشکریان داده برخی نیز ویران و بی‌کشت افتاده کسی در اندیشه آباد کردنش نبود. به‌هرحال برای ابراهیم سالانه کمتر از دو هزار هزار درهم می‌رسید.

استاد رئیس بیش از همه این ترس را داشت که پس از بازگشتن او به ری آذربایگان بار دیگر به حال نخستین برگشته برای ابراهیم بلکه یک شهر نیز بازنگذارند. و نامه به رکن الدوله نوشته خواستار شد که آذربایگان را بدو بسپارد و عهده‌دار شد که سالانه پنجاه هزار هزار درهم مالیات آنجا را برداشت نماید. برای ابراهیم نیز بهتر آن می‌دانست که سالانه آن مقدار مال که از برداشت آذربایگان به او می‌رسید نقد و یک جا گرفته در جایی آسوده با زنان و مسخرگان روزگار بگذراند ولی رکن الدوله این خواهش را نپذیرفته گفت مردم خواهند گفت طمع در سرزمین پناهنده خود بست؛ و ابن عمید را به ری بازخواست.

سپس می‌گوید:

یاد دارم روزی پیش استاد رئیس نشسته بودم و او از سختی‌هائی که در سفر آذربایگان او و سپاهش دیده بودند گفتگو نموده و می‌گفت: با این همه اگر نعمت جاویدان برای ابراهیم آماده کرده بودیم این همه سختی‌ها را به خاطر نام نکو آسان می‌شمردم. سپس گفت آیا ندیده‌ای آن کسی را که ابریشم می‌ریسد و دوک‌های بسیاری را از چنگالهای همچون چوکان شیشه‌ای آویزان ساخته به دستیاری آنها به تابیدن ابریشم می‌پردازد؟ گفتم: آری (دیده‌ام) گفت: مگر نمی‌دانی که زحمت این ابریشم‌تاب تا هنگامی است که کارگاه خود را درچیند؟! پس از آن همین‌قدر کافی خواهد بود که نوک‌های دوک‌ها را پاییده گاهی بچرخاند. ما نیز [در آذربایگان] کارگاه