برگه:Sage-velgard.pdf/۸۵

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

۸۸
سگ ولگرد

برخیزد. ﺁیا مقصودش ﺍینست که پس ﺍز ﺍنجام عزﺍیم: ﺁتش «افگند» یعنی فرونشیند؟ یا ﺁتش خاموش میشود، ﺁن وقت باید منتظر بود که مومیائی برخیزد؟ شاید مقصودش طلسمی ﺍست که خطوط هندسی دﺍرد و روی کاغذ جدﺍگانه نوشته شده، باید پس ﺍز ﺍنجام نیرنگ ‪ Incantation‬ﺁنرﺍ در ﺁتش ﺍندﺍخت، ‬آنوقت سیمویه برمیخیزد. صبر کنید ترجمهٔ وصیتنامه رﺍ که در جیبم ﺍست برﺍیتان بخوﺍنم.

دکتر وﺍرنر رفت روی صندلی رﺍحتی نشست، کاغذی ﺍز جیبش درﺁورد و شروع بخوﺍندن کرد: «بنام یزدﺍن! من گورﺍندخت، دختر وندسپ مغ در عین حال خوﺍ‌هر پادشاه و زن سیمویه، مرزبان «برم دلک، شاه‌پسند و کاخ سپید» هستم. ده سال زناشوئی ما بطول ﺍنجامید بی‌ﺁنکه بچه‌ای از تخمهٔ سیمویه بوجود ﺁید. شوهرم طبق رسوم و دستور جاودﺍن همسر دیگری اختیار کرد تا پسری بیاورد. ولی کوشش ﺍو بیهوده بود، چه بگوﺍ‌هی پزشکان ﺍو مقطوع ﺍلنسل (اکار = بیکار) بود. ﺍما سیمویه ﺍز رﺍه هوسرﺍنی و نه ﺍز رﺍه ﺍنجام مقاصد دینی با زن جادوئی مشورت کرد و پس ﺍز بکار بردن دﺍروهائی بدختر پستی ﺍز روسپیان دل باخت. با وجود عهد و پیمانی که بین من و ﺍو رفته بود ﺍز تجدید زناشوئی چشم بپوشد، در تصمیم خود پافشاری کرد. تمام وقت خود رﺍ در کاخ سپید با خورشید دختر روسپی بعیش و نوش میگذرﺍنید. ﺍز کار و فرمانروﺍئی خود دست کشید