برگه:Sage-velgard.pdf/۸۱

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

۸۴
سگ ولگرد

بزحمت زیاد تابوت رﺍ حمل کردند و در ﺍطاق خوﺍب خود که مجاور تاﻻر بزرگ بود گذﺍشتند.

با دقت و ﺍحتیاط زیاد تخته‌سنگ در تابوت رﺍ بردﺍشتند گوشهٔ تابوت، کالبد مومیائی مرد بلندباﻻئی دیده میشد که چنباتمه نشسته و زﺍنوهایش رﺍ بغل زده بود. سرش رﺍ پائین گرفته و خود فوﻻدین بسر دﺍشت که دو رشته ‫مروﺍرید رویش بسته شده بود. لباس زربفت گرﺍنبهائی به‌تنش و یک گردنبند جوﺍ‌هرنشان روی سینه‌ﺍش و قدﺍره‌ﺍی بکمرش بود. اما تمام لباس ﺍندوده به روغن مخصوصی بود و پارچهٔ شفاف نازکی روی سرش ﺍفتاده بود.

وارنر با احتیاط هرچه تمامتر، پارچه نازک روی مومیائی را پس زد. گوشهٔ حریری که جلو دهن مومیائی واقع شده بود جویده و مثل اینکه ﺁلوده بخون خشک شده بود. گوشت صورت باستخوﺍن چسبیده بود و چشمهایش بحالت وحشت‌ﺍنگیز می‌درخشید. وﺍرنر ملتفت شد دید یک لوله فلزی مانند دعا که بحلقهٔ سیمی وصل شده بود روی سینهٔ مومیائی بحالت موقت آویخته بود. ‬دکتر وﺍرنر لوله رﺍ ﺍز سیم جدﺍ کرد، همینکه باز نمود دو ورق کاغذ پوستی ﺍز میانش بیرون ﺁورد. که روی یکی ﺍز ﺁنها بخط پهلوی نوشته شده بود و روی دیگری که کوچک‌تر بود خطوط هندسی و علاماتی نقش شده بود. وﺍرنر وظیفهٔ خودش میدﺍنست که قبل ﺍز جستجو و کاوش بیشتری در ﺍشیاﺀ تابوت ورقه رﺍ بخوﺍند.

* * * * * * * * * * * * * * *