اخبار دُوَلِ خارجه
انکلیس
چنانکه در روزنامهٔ هفتهٔ کذشته نوشته شده بوُد عمارت بلوُری که در بیرون شهر لندن بجهة کذاشتن نموُنهٔ اجناس کلّ دنیا ساختهاند در تاریخ اوّل ماه مِئی بقاعدهٔ فرنکی که مطابق یوم پنجشنبه آخر جمادیالثانیست بجهة تفرُّج و تماشا و تردُّد خلق باز شده اوّل بنا بود که نخُست پادشاه با امنای دولت و چند نفر از خوانین و مُتشخصّین دُول خارجه که در آنجا بوُدند به آنجا تشریف بیاورند و کَشْت و سَیْر نمیند و بعد از آن پادشاه حُکم بدهد که بجهة خلق مفتوح باشد و کویا این بنا کذاشتن از احتیاط این باشد که مبادا درین جمعیّت زیاد اغتشاش و برهمخوردکی بشود اهل انکلیس از بزرک و کوُچک و خاص و عام ازین قرارداد بدشان آمد و کفته بودند که مکر پادشاه از ما که چاکران صادق و رعایای غیرتکش دولت انکلیس هستیم خاطرجمعی ندارد که این قرار را کذاشته است که در خلوت این عمارت را کشت نماید در جائیکه چهار اطراف پادشاه را ازدحام خلق بیشمار از چاکران غیرتکش کرفته باشند کرا آن حد و یار است که بتواند این نظم را برهم بزند که احتمال برهمخوردکی در او برود مکر قُوّهٔ ما رعایای غیرتکش را چه شده است که اکر اغتشاشی رو بدهد نتوانیم خاموش نمائیم اُمنای دولت که این مرحله را فهمیدند قرار کذاشتند که کُلّ خلق در تشریف آوردن پادشاه در آنجا حاضر باشند و یکربع بظهر مانده پادشاه از عمارت خودش که در لندنست و بِکَیْنهَمْ پَلَسْ مینامند روانه شده که بسمت عمارت بلوُر برود و موافق قاعدهٔ پادشاهان انکلیس با جلالی که در چنین روزها رسم است بعمارت مزبور رفته و چنانکه قانون پادشاهان آنولایت است شیپورچیان در پیش و پرنس اَلْبِرطْ و چند نفر از اقوام خود پادشاه در عقبش داخل عمارت شدند کل ایلچیان دول خارجهٔ ساکن لندن و وزرای انکلیس و خوانین مُقرّب در آنجا بودند بعد از آنکه داخل عمارت شدند در روی تختی که بجهة پادشاه حاضر کرده بودند قرار کرفت فهرست اجناسی که در آنجا جمع و حاضر کرده بودند بپادشاه دادند و فرموده بود که عمارت مزبور بجهة تردُّد و تماشای خلق باز باشد بعد از حکم پادشاه شیپور کشیدند و توپ انداختند که این خبر بکل خلق شهر برسد بعد از آن پادشاه با ایلچیان دُوَل خارجه و وُزرا و خوانین مُقرّب دور عمارت را کشت نموده و بهمان طور که از عمارت خود تشریف آورده بودند باز مراجعت نمودند در یکی از روُزنامهای فرانسه که آردِرَهْ مینامند درین خصوص باین طور نوشتهاند که هر کس از اهل دُول خارجه که در روز باز کردن عمارت مزبور در آنجا بود نظم و آراستکی آنجا را پسندیده و خورسند و خوشحال بود و از مهربانی خلق نیز بسیار مشعوُف بوُدند که بسیاری میدیدند که جای یکی از اهل دول خارجه خوب نبود جا باو میدادند و مهربانی و محبّت و امداد میکردند که خوب تماشا نماید از صورت پادشاه معلوم بوُد که بسیار فرحناک و خورسند بوُد و هر کس که در آنجا بوُده است مانند اینکه ایّام عید و عیش باشد در شادمانی و انبساط بوُده در روُزنامه که در اضمیر چاپ میزنند و نام او اِمْپارسیال است نوشتهاند که خبر آخر که از لندن آمده بود شانزدهم رجب بود و آنوقت شانزده روز بوُده که عمارت مزبور مفتوح شده بود و مردم میآمدند و میرفتند و کمال نظم را داشت و هیچ برهمخوردکی در آنجا نشده بوُد کُلّ نظام که در شهر لندن داشتند باین تفصیل است پنجهزار قشون رکابی هفت یا هشت هزار نفر از کزمها که پوُلِیسْ مینامند و سه هزار نفر از سربازان قدیم که مستحقّ مُستمری و مُرخّص خانه و معافاند مکر در چنین ایّام که بجهة نظم ولایت آنها را بیرون میآورند و این قلیل قُشون بجهة نظم شهریست که چهار کُرور جمعیّت دارد و آنقدر هم از دول خارجه بآنجا آمدهآند و اهل دُوَلِ خارجه که در آنجا بودند بسیار تعجب میکردند که این جمعیت زیاد را با این