این برگ همسنجی شدهاست.
۴۳۳
| با من تو هرآنچه گوئی از کین گوئی | ||||||
| پیوسته مرا ملحد و بیدین گوئی | ||||||
| من خود مقرم بدانچه گوئی لیکن | ||||||
| انصاف بده ترا رسد کاین گوئی | ||||||
۴۳۴
| برجه برجه ز جامه خواب ای ساقی | ||||||
| در ده در ده شراب ناب ای ساقی | ||||||
| زان پیش که از کاسهٔ سر کوزه کنند | ||||||
| از کوزه بکاسه کن شراب ای ساقی | ||||||
۴۳۵
| بر رهگذرم هزار جا دام نهی | ||||||
| گوئی که بگیرمت اگر گام نهی | ||||||
| یک ذرّه جهان ز حکم تو خالی نیست | ||||||
| حکمم تو کنیّ و عاصیم نام نهی | ||||||