و او دارای لقب شهروراز (گراز کشور) بود[۱]. شاهین در آسیای صغیر فتوحات بسیار کرد، و شهر کالسدون را در برابر قسطنطنیه بتصرف آورد؛ و پس از آن درگذشت؛ شاید هم بفرمان خسرو او را به هلاکت رساندهاند.[۲] اما شهروراز: که بلاد عظیمه شامات و بیت المقدس را گرفته بود، به محاصره قسطنطنیه همت گماشت، ولی وسیله عبور از بسفور ورود بساحل اروپایی را نداشت.
عاقبت، هراکلیوس موفق شد، که از پیشرفت سپاه فاتح ایران جلوگیری کند. افواج شاهنشاه را بازپس راند. آسیای صغیر و ارمنستان را فتح کرد و بآذربایجان درآمد، و در ۶۲۳ شهر کنزک را تسخیر، و آتشکده بزرگ آذرگشنسپ را ویران کرد. خسرو در موقع فرار از این شهر آتش مقدس را به همراه برده بود. در سالهای بعد قوم خزر از نژاد ترک، که در ظرف نیمه اخیر قرن ششم در قفقاز مسکن گزیده بودند، در بند را بچنگ آورده. با قیصر روم عقد مودت بستند[۳] قیصر در این وقت لشکر ببینالنهرین (ناحیه دجله) کشید، و در ۶۲۸ کاخ سلطنتی را در دستگرد بتصرف آورد، و مهیای محاصره تیسفون شد. خسرو پایتخت را ترک کرده، خود را به مأمنی کشید، و چیزی نگذشت، که در اثنای شورشی، بدرود حیات گفت. تفصیل این واقعه را بعد ذکر خواهیم کرد.
این است بطور خلاصه کیفیت حوادثی، که در عهد خسرو دوم اتفاق افتاد، یعنی شهریاری، که خود را چنین میخواند: «انسانی جاویدان در میان خدایان و خدایی بسیار توانا در میان آدمیان، صاحب شهرت، شهریاری که با خورشید طالع میشود، و دیدگان شب عطا
- ↑ ظاهراً افسانه عربی عمر النعمان و پسرانش، که در الف لیله مندرج است، مبتنی بر قصصی است، که در باب فتوحات این سرداران در افواه متداول بوده است، رک گرگوار، پهلوانان گمنام Heros epiques meonnus، سالنامه انستیتوی لغت و تاریخ شرق -et d'Histoire Orientales Annuaire de I'lnstitut de philologie، ج ۲ (۳۴-۱۹۳۳)، بروکسل ۱۹۳۴.
- ↑ یوستی، فقه اللغه، II، ص ۵۴۳.
- ↑ مارکوارت، ایرانشهر، ص ۱۰۷.