کیلیکیایی[۱]یولامیوس فروگی[۲]، پریسکیانوس لودی[۳]، هرمیاس فنیقی، دیوجانوس فنیقی، ایسیدوروس غزی. این دانشمندان پس از چندی از کار خود پشیمان شدند. عادات ایرانیان بنظر آنان درشت و ناملایم آمد، و از خشونتهایی که دیدند آزرده شدند، و از تعدی اشراف به زیردستان دلتنگ گشتند، و ناخشنود از ایران رخت بربستند. با وجود این، خسرو نسبت باین حکما کمال علاقه نشان داد و به حمایت آنان برخاست، و در عهدنامه، که با قیصر روم بست، شرط کرد، که این فضلا را از بازگشت به اوطان خویش منع نکنند[۴].
اگر در زمان انوشروان فرهنگ یونانی در ایران حیاتی جدید یافت، از طرف دیگر فرهنگ هندی نیز در میان ایرانیان رواج گرفت، و در نفوس مؤثر شد. بنا بر روایتی که در کتاب پهلوی ماذیگانی چترنگ (رساله شطرنج)، که از عهد ساسانیان مانده، مندرج است، در زمان پادشاهی خسرو اول بازی شطرنج از هند به ایران رسید. از جمله کتب هندی، که بزبان پهلوی ترجمه شده، داستانی است بودایی، که امروز در دست نیست، ولی مفاد آن از پهلوی بعربی نقل شده و فعلا موسوم به بلوهر و بوذاسف است. مانده، مندرج است، در زمان پادشاهی خسرو اول[۵]بازی شطرنج از هند به ایران رسید.
از این کتاب نسخه بزبان سریانی درآمد و چون بیونان رسید، قصه از آن اقتباس کردند، که موسوم به «بریام[۶]و یواسف[۷]» است، و چند قصه از قصص قرون وسطی نیز مأخوذ از این کتاب است[۸]. از آن مشهورتر کتاب کلیلگ و دمنگ