طبیب دانا کسی بود، که بتواند بدقت امراض را معاینه کند و کتاب بسیار خوانده باشد[۱]. بایستی اعضاء بدن و مفاصل را بشناسد و اطلاعاتی نیز راجع به ادویه داشته باشد، محبوب و شیرینسخن باشد، و با رنجوران از روی شکیبایی و مهربانی رفتار کند[۲]. در این کتاب صفات و خصال اطبای روح و اطبای جسم به تفصیل آمده است و از فرط اطناب مطلب تاریک و مبهم شده است. هر دو طبیب یعنی هم طبیب روح، که متعلق به فرقۀ روحانیان است، و هم پزشک بدن، بایستی امتحانات لازم از مهارت و زبردستی خود داده باشند، اما طبیب بدن بایستی قبلا در معالجۀ یک نفر از کافران کامیاب شده باشد، تا بتواند به معالجۀ یک نفر مؤمن بپردازد. اگر با وجود این سه نفر را عمل میکرد و هر سه میمردند، مادامالعمر اجازه طبابت به او نمیدادند[۳]. طبیب مجبور بود که در موقع لزوم هر روز به عیادت مریض خود برود. در عوض بایستی به او غذای خوب میدادند، و اسبی تندرو میبخشیدند، و منزلی عالی در قسمت مرکزی شهر برای او تهیه میکردند[۴]. اما طبیب نبایستی پول را بسیار دوست بدارد. از لحاظ اخلاق و دیانت، چندین نوع طبیب تشخیص داده میشد: بهترین پزشک آنست، که این شغل را محضا للّه و برای ثواب پیش گرفته باشد؛ پس از او طبیبی بود که هم بمال تعلق خاطر داشت هم بثواب، مشروط بر اینکه دلبستگی او به پول کمتر از تعلق او بمثوبات باشد، فروتر از او طبیبی بود که جز بمال دنیا به چیزی دلبستگی نداشت[۵].
برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۵۵۲
ظاهر