پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۵۴۱

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

ایرانیانی را، که به دیانت عیسی گرویده‌اند[۱]، بدین زردشتی بازگردانند، بدان وسائل دست می‌زدند. اگر شاه به کسی تاجی عطا می‌فرمود، دارنده آن عطیه حق داشت بر سر خوان شاه مقام گیرد و در مجلس مشاورۀ او حضور پیدا کند[۲]. کواذ اول تاجی از زر مرواریدنشان، که به نشانه افتخار[۳]بمهران عطا کرده بود، از او پس گرفت. هرمزد چهارم به نعمان پادشاه عرب دیهیمی بخشید، که ۶۰٫۰۰۰ درهم ارزش داشت[۴]. رتشتین گوید[۵]، این بخشش از عطایای معمولی بالاتر بود، و ظاهراً چیزی مثل نشانهای عهد ما بوده است.

مؤلف فارسنامه خبر ذیل را نقل کرده،[۶] که مأخذ آن محتملا آیین‌نامگ بوده است، گوید: «در جمله آیین بارگاه انوشروان آن بود کی از دست راست تخت او کرسی زر نهاده بود و از دست چپ و پس همچنین کرسی‌های زر نهاده بود و از این سه کرسی یکی جای ملک چین بودی و دیگری جای ملک روم بودی و سه دیگری جای ملک خزر بودی کی چون به بارگاه او آمدندی برین کرسی‌ها نشستندی و همه‌ساله این سه کرسی نهاده بودی برنداشتندی و جز این سه کس دیگر بران نیارستی نشستن و در پیش تخت کرسی زر بودی کی بزرجمهر[۷]بر آن


  1. هوفمان، ص ۵۴.
  2. امیانوس مارسلینوس، کتاب ۱۸، بند ۵، پاره ۶. در این مورد سخن از یکی از رومیان است، که به پاداش خدمتی که به ایران و خیانتی که به روم کرد، پادشاه به او تاج افتخار عطا کرد. پس خارجی‌ها می‌توانستند در زمان شاهپور دوم در طبقات عالیه وارد شوند.
  3. پروکوپیوس، جنگ ایران،۱/۱۷/۲۸-۲۶.
  4. طبری، ص ۱۰۱۸، نلدکه، ص ۳۱۶.
  5. ص ۱۲۸.
  6. ص ۹۷.
  7. به عقیده من بوذرجمهر غلط است و بجای آن باید وزرگهرفرمذار باشد که ضمیمه دوم.