پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۵۴۰

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

شادی یزدگرد»)[۱]، نخو هرمزد[۲]، هرمزدوراز، و راز پیروز، شاهپور و رازیا، و راز شاهپور[۳]، و غیره: اما راجع به کلمه کرتیر[۴]، که قرائت صحیح و معنای آن هنوز معلوم نیست، نمی‌توانم قطع کنم، که آیا چنانکه هرتسفلد[۵]عقیده دارد، لقبی محسوب می‌شده، یا نام صاحب‌منصب عالی‌رتبه‌ای بوده است. یکی از القاب روحانیون همگ‌دین («دانندۀ همه احکام دین»)[۶]بود. اشتاین[۷]بر آنست، که لقب دراندرزبذ (بمعنی «مشاور» یا «مدیر دربار») در عهد یزدگرد دوم عنوان وزرگ‌فرمذار بوده است. در این صورت می‌توان گفت، که کلمه دراندرزبذ لقبی بوده، بسیار شبیه «مشاور الدولة» یا «نظام الدولة» در قرن جدید[۸].

القاب و عطایای افتخاری و مناصب درباری یا دولتی، رائج‌ترین وسیله پاداش لیاقت بود، و گاهی نیز برای تطمیع بکار می‌رفت، مثلا اگر می‌خواستند


  1. لقبی است، که بمنذر از ملوک عرب داده شده بود. در کتاب نهایه (ص ۲۲۲) بجای آن لفظ اوزوذخرجی Avzudh-khurrahe آورده است، که ظاهراً تحریف اوزوذخرهی [ یزدگرد ]می‌باشد، که مترادف رام‌اوزوذ یزدگرد است.
  2. Nokhv-Hormizd، نخو Nokhv، که صورت تفصیلی آن نحوست nokhvist (نخست) است، مقایسه شود با نخویر Nokhver، نخویر nakhver و غیره. (ص ۳۵، یادداشت ۳). رک هرتسفلد، پایکولی، لغت شماره ۶۶۸.
  3. وراز varaz «گراز» ؛ هرتسفلد، پایکولی، لغت شماره. شاهپوهروراز در زمان نرسه مرزبان آذربایجان بود (فوستوس بیزانسی. لانگلوا، ج ۱، ص ۲۲۹) و ظاهراً این لقب را در جوانی خود در عهد شاهپور اول گرفته بود.
  4. Karter) یا (Kartir
  5. پایکولی، لغت شماره ۵۵۸. در کعبه زردشت نام کرتیری ذکر شده است.
  6. بالاتر ص ۱۴۲.
  7. رک ضمیمه دوم.
  8. در زمان رضا شاه القاب منسوخ شد.