پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۵۳۷

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

نقدی محتاج می‌شد، بموجب دفتر محاسبات، ارزش هدایای او را برآورد می‌کردند و دو برابر آن را به او می‌دادند. لکن اگر هدیه صوری و بدون ارزش مادی تقدیم کرده بود، بطرز دیگر رفتار می‌کردند: مثلا اگر کسی ترنجی هدیه آورده بود، در عوض پوست ترنجی را پر از مسکوک طلا به او می‌دادند. به هرحال هدیه‌کننده نه فقط حق داشت، بلکه موظف بود، در صورت احتیاج از دربار کمک بطلبد. خودداری از تقاضای مساعدت به منزلۀ اظهار عدم اعتماد بشاه محسوب می‌شد، و ممکن بود شش ماه وظیفه او را قطع کنند، و به یکی از دشمنانش بدهند. چند نفر از پادشاهان، مانند اردشیر اول، و بهرام پنجم، و خسرو اول، در عید نوروز و مهرگان خزائن خود را بین رعایا، بر حسب درجات آنها، تقسیم کردند. در نوروز، که عید بهاری بود، شاه جامه‌های زمستانی خود را به درباریان می‌بخشید، و در عید مهرگان، چون زمستان نزدیک بود، البسۀ تابستانیش را تقسیم می‌نمود[۱].

رسم بخشیدن خلعت یکی از رسوم افتخارآور قدیم است. خلفاء اسلامی آن رسم را گرفتند، و از عادات ملوک زمان شد ابن خلدون گوید در خلعتهای شاهانه عادتا تمثال همایونی را نقش می‌کردند، یا تصاویری می‌بافتند، که علائم سلطنتی را در برداشت. شاهپور دوم مانوئل[۲]. سردار ارمنی را به جامه شاهانه، و خلعتی از خز و سنجاب مفتخر فرموده، و ویرا زیوری از طلا و نقره داد، که بر کلاه خود نصب کند، و دستاری که بر پیشانی ببندد، و زیورهای سینه‌پوش شبیه آنچه پادشاهان می‌بندند، و خیمه ارغوانی با یک علم، قالیهای بزرگ آسمانی رنگ به او بخشید، که بر مدخل خیمه خود بیاویزد و ظروف زرین، که بر خوان خوبش بگذارد[۳]. دستار (یعنی دیهیم) زربافت و مزین بمروارید بنا بر روایت پروکوپیوس[۴]پس از


  1. جاحظ، ص ۵۰-۱۴۶. راجع به بارعام در نوروز و مهرگان بالاتر س ۳۲۴ و ما بعد را نگاه کنید.
  2. Manuel
  3. فوستوس بیزانسی؛ لانگلوا، ج ۱، ص ۳۰۱.
  4. جنگ ایران،۱/۱۷.