نزول اجلال میفرمود، تا زمان معینی از اداء مالیات معاف میشد، و بر اسبها و سایر مراکب او داغ امتیازی میزدند. یک کارمند عالیمقام پلیس هر روز با سیصد سوار و سیصد پیاده جلو در خانه او تا غروب آفتاب میماند، وقتی که صاحبخانه سوار میشد، افراد پیاده در پیشاپیش و سواران در دنبال او روان میشدند. در موقع نزول اجلال پادشاه، صاحبخانه هدایایی به او تقدیم مینمود، و شاه هنگام بازگشت اسبی راهوار با زین زرنگار، که آن میزبان تقدیم نموده بود، با خود میبرد. نزول موکب شاهی موجب امتیاز دائم صاحبخانه میشد: هیچیک از اقوام نزدیک او را باتهام جرم نمیتوانستند حبس کنند، و بندگانش را بیرضای او نمیتوانستند محکوم نمایند. هدایایی که در اعیاد نوروز و مهرگان تقدیم مینمود، پیش از هدیه دیگران بحضور شاه میرسید. در ایام بار و تشریف حضور نخست او وارد میشد و در طرف راست شاه قرار میگرفت و در موقعی که سواره همراه شاه بود در جانب راست او میراند.
در دو عید بزرگ سال، نوروز و مهرگان[۱]، بزرگان هدایایی تقدیم شاه میکردند. هرکس آن چیزی را، که خودش بیشتر دوست میداشت، هدیه میکرد، از قبیل عنبر، و مشک، و جامه، و غیره. جنگیان، و سواران معمولا اسبی، یا شمشیری، یا نیزۀ تقدیم میکردند. اغنیا طلا و نقره پیشکش میبردند، و حکام (علاوه بر خراجهای وصولشده) یک قسمت از اضافۀ عایدات ولایات خود را تقدیم مینمودند. شعراء و خطباء اشعار و خطبههای خود را بمناسبت موقع عرضه میکردند، و ندیمان نخستین گیاههای سال را تقدیم مینمودند. اگر یکی از زنان شاه کنیزی زیبا با زینت و زیور پیشکش مینمود، میتوانست بر سایر زنان حرم مباهات کند. از طرف دیگر پادشاه در عوض پیشکشهای نوروز و مهرگان هدایای ذیقیمتی عطا میفرمود. هر هدیهای که تقدیم پادشاه میکردند. با اسم اهداءکننده در دفتر محاسبات دربار قید میشد، و اگر اهداءکننده، در موقعی که مخارج فوقالعادهای در پیش داشت، به کمک
- ↑ رک س ۲۰۰-۱۹۵ این کتاب.