پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۴۹۵

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

طرف را مالک اراضی سابق خود شناخت. آزادی تجارت بین ایران و بیزانس تأمین یافت. عیسویان در کیش خود آزادی یافتند، لکن مقرر گردید، که پیروان هر دو دیانت کسی را بدین خویش دعوت نکنند.

پس از ختم جنگ روم، (در بین سالهای ۵۶۱-۵۵۸)،[۱] کسری دولت هفتالیان را، که در اثر حملۀ یک قبیلۀ ترک به سرداری سین‌جیبو[۲](سیلزیبول)[۳]متزلزل شده بود، برانداخت. رود جیحون سرحد بین ایران و سرزمین خاقان ترک شناخته شد. این خاقان بزودی برای ایران دشمنی خطرناک‌تر از پادشاه هفتالیان گردید. بعضی از قبایل ترک حتی در قفقاز نمودار شدند و کسری برای اینکه از حملات آنان جلوگیری کند، بر استحکامات قلعۀ دربند افزود.

در قسمت جنوب، کسری قدرت خود را بر یمن بسط داد. این مملکت در آن زمان در دست حبشیان بود. و هریز، که یکی از سرداران کسری بود، با اعراب همدست شد و در سال ۵۷۰ حبشی‌ها را خارج کرد و از جانب شاهنشاه به حکومت آن کشور منصوب گردید[۴][۵]


  1. بنا بر تحقیقات اشتاین (در همان‌جا).
  2. Sindjibu
  3. Silzibul مارکوارت، ایرانشهر، ص ۶۴ و ۲۱۶؛ شدر، ایرانیکا (رسالات انجمن علوم گوتینگن ۱۹۳۴)، ص ۳۸ و ما بعد.
  4. بعضی مصنفان شرقی نوشته‌اند، که خسرو اول به جنگ «پادشاه هند» لشکر کشید و آن پادشاه از در اطاعت درآمد و «نواحی مجاور عمان (!) را که در زمان بهرام گور به ایران داده شده بود»، بدون جنگ، دوباره مسترد داشت. (بلعمی،۲، ص ۲۲۱)، طبق مسعودی (مروج، ج ۲، ص ۲۰۰) «سلاطین هند و سند و تمام ممالک شمالی و جنوبی با پادشاه ایران عقد صلح نمودند.»
  5. پس از مرگ وهریز، خسرو حکومت یمن را به یکی از اسواران موسوم به زین یا وین داد (ص ۳۲۹، یادداشت ۳). هرمزد چهارم او را معزول کرد و به جایش مزوران نامی را تعیین نمود. پسر مروزان خوره خسرو با اجازه خسرو دوم جانشین پدر شد، و سلسله حکمرانان ایرانی یمن به او ختم شد. (طبری، ص ۹۸۷ و ۴۰-۱۰۳۹، نلدکه، ص ۲۶۴ و ۵۱-۳۴۹).