عظیم از آن طایفه را دعوت و جلب کردند، تا در مجلس مباحثه رسمی حاضر باشند. کواذ شخصا مجلس را اداره میکرد[۱][۲]، اما خسرو که بولایت عهد معین شده بود و حقوق خود را دستخوش توطئه و دستهبندی مزدکیان و کاووس میدید، تمام همت و همگی جهد خود را مصروف داشت، تا کار طوری به پایان رسد، که ضربتی هولناک و قطعی به فرقه مزدکی وارد آید. پس چند تن از مجادلین و مباحثین کار افتاده و آزموده را از میان موبدان پیش آورد. نام آنان ازاینقرار است: پسر ماهداذ، ویه شاهپور، داذهرمزد، آذرفروغبغ، آذربذ، آذرمهر، بختآفرید[۳]. موبدان موبد، گلونازس[۴]و بازانس[۵]اسقف مسیحیان ایران، که در این پیشامد با زردشتیان همداستان شده بودند، در انجمن حضور داشتند. بازانس مورد توجه خاص کواذ بود، زیرا که از طبابت سررشته داشت. طبعا مدافعین کیش مزدکی مجاب و مغلوب شدند و در این اثنا افواج مسلحی، که پاسبان میدان مخصوص مزدکیان بودند، تیغ در کف بر سر آن طایفه ریختند. اندرزگر (که ظاهراً خود مزدک بود) به هلاکت رسید[۶]. عده حقیقی مزدکیان، که در این دام مقتول شدند، معلوم نیست. اعدادی
- ↑ ملالاس و تئوفانس؛ در اینجا شهادت تیموته ایرانی قاطع است و معلوم میشود، که خوذاینامگ بغلط تاریخ قتلعام مزدکیان را در زمان خسرو اول میداند. افسانه مزدک در واقع در این مورد به حقیقت نزدیکتر است، تا مندرجات تاریخ نیمه رسمی آن زمان.
- ↑ مالالاس و تئوفانس از فعالیت خسرو ذکری نکردهاند، ولی در وهمنیشت این مطلب هست (۱/۸-۶).
- ↑ وهمنیشت، مقایسه شود با شاهنامه فردوسی، رک «سلطنت کواذ اول»، ص ۵۲. و به شاهپور هرنهنیو شاهپوهر، بیلی، بولتن شرقی، ج ۹، ص ۲۳۲.
- ↑ Glonazes
- ↑ Bazanes شکل ایرانی اسامی گلونازس و بازانس را نمیتوان بتحقیق معلوم کرد.
- ↑ مالالاس، تئوفانس؛ خداینامه و مزدکنامه، که نظام الملک در سیاستنامه نقل کرده است. (فصل ۴۴، چاپ شفر، فصل ۴۵ ترجمه).