پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۴۱۳

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

باستیل محسوب می‌شد و آن را انوشبرد یا «قلعه فراموشی» نیز می‌خواندند، زیرا که نام زندانیان و حتی نام آن مکان را کسی نبایستی بر زبان براند[۱]. فوستوس بیزانسی[۲] فاجعه فوت ارشک (سوم)[۳] پادشاه ارمنستان را حکایت کرده است که در «قلعه فراموشی» جان داد. خواجه‌سرایی در ستمت[۴] نام[۵]، که امیر (اشکن)[۶] یکی از ولایات ارمنستان شد، در یکی از جنگهای با کوشانیان شاهپور دوم را از خطر مرگ نجات داد. شاهپور به پاس خدمت او فرمود: هر چه از من خواهی بخواه و وعده داد، که مطلوب او هر چه باشد، اجابت خواهد شد. آنگاه در ستمت اجازه خواست، یک روز فقط به قلعۀ فراموشی بدیدن ارشک برود، تا لوازم احترام نسبت به او بجای آورد و به‌وسیله موسیقی او را شاد گرداند. شاهپور به او جواب داد، که اجابت این مسئول بسیار دشوار است و تو خود چون نام انوشبرد را بر زبان راندۀ، جان خود را بخطر انداخته‌ای، لکن با وجود این، شاهپور به پاس خدمات بزرگ او این تقاضا را اجابت کرد. پس یکی از مستحفظین خود را همراه او فرستاد و به او نامه‌ای داد ممهور بنقش نگین سلطنتی تا بتواند داخل قلعه شود. بدین‌طریق در ستمت به همراهی


  1. هوبشمان، همان‌جا؛ نلدکه، طبری، ص ۱۴۴، یادداشت ۱. چندین نفر از خاندان سلطنتی در این زندان افتاده بودند، که از آن جمله ارشک سوم پادشاه ارمنستان می‌باشد. بگفته پروکوپیوس کواذ پس از محرومیت از تاج و تخت در آنجا زندانی بود و از همان‌جا فرار اختیار نمود. بعدها شیرویه عده‌ای از زندانیان آنجا را آزاد کرد و ایشان به او کمک نمودند تا توانست پدر خویش خسرو دوم را از تخت پایین آورد (پاتکانیان، مجله آسیایی،۱۸۶۶٬۱، ص ۹-۲۰۸).
  2. لانگلوا، ج ۱، ص ۲۸۶ و ما بعد.
  3. رک باترص.
  4. Drastamat
  5. درباره این اسم نگاه کنید هوبشمان، صرف و نحو ارمنی، ج ۱؛ ص ۳۸.
  6. Ishkan