اطلاعی نداریم. بموجب کتاب اوستایی سنکاذوم نسک [۱]بین قضاتی، که ده، یازده، دوازده، سیزده، چهارده، پانزده سال علم فقه تحصیل کرده باشند: امتیازی قائل شدهاند، ظاهراً تصمیمات و احکام حقوقی هریک از آنان بر حسب درجه اعتبار مختلفی داشته است. قوه قضایی لشکری بیک قاضی مخصوص ملقب به سپاه داذور [۲]محول بود. از آن گذشته میتوان حدس زد، که بسیاری از مأمورین قضایی، که مناصب مخصوصی داشتند، موبد یا هیربذ بودهاند، چنانکه میدانیم هیربذان گاهی به عنوان قضاوت فتوایی میدادهاند [۳].
قوه عالیه قضایی به شاهنشاه اختصاص داشت و این فقط امر فرضی و نظری نبود، چه روایات متعدد موجود است، که بر عدالتخواهی پادشاهان ساسانی گواهی میدهد. گفتار پادشاهی قابل نقض نبود، به نشانۀ این نقضناپذیری، چون پادشاه با کسی پیمان میبست، کیسهای پرنمک میکردند و شاه مهر نگین خود را بر آن مینهاد [۴]. اگر کسی در مراجع عدلیۀ محلی بحق خود نمیرسید، همواره میتوانست بشاه رجوع کند و بمقصود خود برسد. لکن شاه دور بود و به سختی بحضور او نائل میشد، معذلک چنین ذکر کردهاند، که اکثر پادشاهان ایران در بعضی مواقع مخصوص سوار اسب شده، بر بالایی میایستادند و از آنجا همه جماعتی را، که در صحرا گرد آمده بودند، مینگریستند و به دعاوی رسیدگی میکردند و سبب این بود که: «چون پادشاه جایی بنشیند و آنجا با دهلیز و در بند و پردهدار بود، صاحب غرضان و ستمکاران مظلومان را بازدارند و پیش پادشاه نگذارند [۵].
- ↑ دینکرد. کتاب هشتم، فصل ۴۳، فقره ۹.
- ↑ هوبشمان، صرف و نحو ارمنی، ج ۱، ص ۱۳۶.
- ↑ مسعودی، مروج. ج ۲، ص ۱۵۶.
- ↑ فوستوس بیزانس، لانگلوا، ج ۱، ص ۶۹-۲۶۸؛ پروکوپیوس؛ جنگ ایران، کتاب اول، بند ۴، رک پاتکانیان؛ مجله آسیایی ۱۸۶۶، ص ۱۱۳.
- ↑ نظام الملک، سیاستنامه، چاپ شفر، ص ۱۰، ترجمه ص ۱۲(مقایسه شود با برون، مجله پادشاهی،۱۹۰۰، ص ۲۲۰).