پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۳۶۷

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

اردشیر دوم هم، که پس از شاهپور به سلطنت رسید، نسبت به عیسویان محبتی نداشت ولی شاهپور سوم و وهرام چهارم، که بعد از او پادشاهی یافتند، سیاست مودت‌آمیزی با امپراطور پیش کشیدند. در زمان سلطنت یزدگرد اول (۴۲۱-۳۹۹) در روابط بین عیسویان و زردشتیان باب جدیدی باز شد.

در نوشته‌های مورخان عیسوی و مؤلفان ایرانی اختلاف بسیار راجع باحوال یزدگرد اول (ش ۳۰) مشهود است. یکی از منابع سریانی، که در عصر یزدگرد برشته تحریر آمده، او را «شاه یزدگرد نیکوکار و عیسوی رحیم و مقدس‌ترین پادشاهان» خوانده گوید: «همه روز نسبت به فقرا و بینوایان احسان می‌کرد»[۱] و پروکوپیوس مورخ بیزانسی از سخا و بزرگ منشی این پادشاه تمجید می‌کند. مورخان عرب و ایرانی، که نوشته‌هایشان مبتنی بر تواریخ عهد ساسانی است و مأخوذ از عقاید روحانیون زردشتی و اعیان و نجبا می‌باشد، او را بصفاتی از قبیل «گناهکار» (بزه‌گر) و «فریبنده» (دبهر)[۲] خوانده‌اند. بقول آنها این شهریار مردی حق‌ناشناس و بدگمان بود و اگر در حضور او از کسی به خوبی سخن میراندند، در حال می‌پرسید: «این کسی که از او دفاع می‌کنی، به تو چه خواهد داد و چه مبلغ تاکنون گرفته‌ای؟» غضبناک و بدخواه بود و در پی فرصت می‌گشت تا مجازاتهای شدید مجری دارد. طبری با کمال سادگی می‌نویسد، که رعیت برای حفظ خویش از ظلم او چاره نداشتند، جز اینکه بقوانین نیکو و قواعد عاقلانۀ پادشاهان قدیم توسل جویند. از بیم سختگیری‌های او رعایا[۳] دسته‌بندی و شورش کردند[۴] عبارت دیگری که در طبری دیده می‌شود، تا اندازه‌ای ممکن است این وصف غرض‌آمیز را تعدیل کند وهرام پنجم، که پسر و جانشین یزدگرد بود، در خطابه که روز بارعام ادا می‌کرد.


  1. لند، قصص سریانی ۱٬۸، رک نلدکه، طبری، ص ۷۵، یادداشت.
  2. Dabhr مارکوارت-مسینا، فهرست، ص ۶۷.
  3. یعنی اشراف بزرگ.
  4. طبری، ص ۸۴۸، نلدکه، ص ۷۴.